YЯOTƧIH

0

بررسی خلاصه ادله وقوع و عواقب رخداد پوریم

مجتبی غفوری 

 متن اصلی مطلب ناصر پورپیرار از این آدرس قابل دسترسی است .

توجه : این یک یادداشت عمومی نیست و تنها برای کسانی نوشته شده که با ادبیات مرحوم ناصر پورپیرار در وبلاگ حق و صبر آشنایی دارند.

همه چیز به ساختار مغز ما بر میگردد .
ما به بررسی این ساختار نیازمندیم نه برای اینکه بدانیم چطور موفق به فهم مسائل میشویم، بلکه برای اینکه بدانیم چرا نمی توانیم مسائل را بفهمیم.

 


تلاش 3 ساله و شبانه روزی  این مجموعه برای جمع آوری اطلاعات، کتاب ها ، مقالات  و معرفی کسانی که در حوزه تردید در تاریخ کنونی کار کرده اند و همینطور بررسی آثار آنها  مرا بیش از پیش  متقاعد کرده که   بنیان اندیشی در آینده نزدیک بیش از هر چیز و هر کس از نیو کرونولوژی خواهد آموخت .تا جایی که ادبیات و تحلیل های آن بدون هیچ تردیدی وابسته به اشخاص ،اسناد و پژوهش های 100 ساله این حرکت خواهد شد .

حقیقت امر این است که آثار ناصر پورپیرار چون هر محقق دیگری بی نقص نیست.توصیه بنده به تمام خوانندگان مطالب ایشان  مطالعه بادقت تمام مداخل  و همچنین انطباق جز به جز آن با اسنادی است که برای اثبات  مدخل ها ارائه میکند .

برای شروع باید گفت ادله اثبات رخداد پوریم در مجموعه تاملی بر بنیان بیش از حد کشیده شده .ارائه 15 دلیل برای اثبات این نظریه صرفا به این منظور است تا مخاطب قانع شود با موضوع درست و به اصطلاح پر ادله ای رو برو است. هر چه تعداد این شماره ها بیشترباشد مغز ما احساس میکند با موضوع صحیح تری روبرو شده .این یک نقص طبیعی در مغز ما بحساب می آید .دلایل بسیار معمولا سبب تسلیم و اغنا مغز میگردد . در طول حیات آدمی اغلب کسانی پیروز بوده اند که می توانستند دیگران را بهتر قانع کنند.
مرحوم پورپیرار در ادامه به همین ادله قناعت نمی کند و به مخاطب تذکر میدهد ادله بسیار دیگری در این ز مینه وجود دارد منتهی بدلیل پرهیز از تطویل غیر ضرور، از عرضه ی آن در می‏گذرد.

و در پایان نویسنده تاکید میکند حتی یکی از این دلایل پایه برای خرمند کافیست تا این رخداد را به عنوان نخستین نسل کشی وسیع و کامل در حیات متمدنانه آدمی بداند و احتمالا بدینوسیله آب پاکی را روی کسانی میریزد که در محتوای چنین دلایلی تردید داشته باشند و پارا فراتر گذاشته فرمان میدهد که هر کدام از این دلایل خود به تنهایی برای اثبات کل مدخل کافی است!! 
واما بعد ...
میتوان این 15 دلیل را کوتاه تر و از کشیدگی بی موردی که نویسنده به آن داده خارج کرد. من این 15 ادله را در 6 دلیل خلاصه میکنم :
۱- نقل مستقیم تورات، که فرهنگ و باور یهود وقوع آن را انکار نمی‏کند.
2-ادله شماره 2 ،5،7،8،9،12،13 یک حرف را به شکل های مختلف میزنند (همان موضوع ادله 2 را) : غروب کامل و ناگهانی قریب سی تجمع و تمدن کهن در شرق میانه، که حضور قدرتمند آنان در کتیبه بیستون داریوش ثبت مانده است.
3- ادله شما ره 3 ،4 ،14 با هم مشترک هستند :به اتمام نرسیدن پانل‏های ساختمانی تخت جمشید و نیمه کاره رها شدن آن ساخت و سازها
4-جوانه زدن زمینه‏های رشد عقلی و امکانات تولیدی و تکنیکی و پیدایی خط و رشد فرهنگ و صنعت و هنر در اجتماعات قدیم، مانند یونان و چین و هند، که با سقوط شرق میانه در ماجرای قتل عام پوریم همزمان است.
5-تبلیغ دروغین ادامه تحرکات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، برای دوران پس از پوریم و پر کردن جاعلانه فضای خاموش حاکم بر جغرافیای اجرای آن قتل عام
6-ورود بی معارض مهاجران مختلف و از مجاری گوناگون، به جغرافیای ایران کنونی

هرچند بسیاری از این ادعا ها ادله پوریم نیست اما سعی میکنم بطور خلاصه به هر یک از این 6 دلیل با استناد به خود مجموعه کتاب های تاملی بر بنیان پاسخ دهم .
1- تورات
میدانم که کسی در بین ما نیست که این ادله را دلیلی بر رخداد پوریم در نظر بگیرد جز مرحوم پورپیرار .تورات کتابی نهایتا 500 ساله است. توجه کنید که ما در طول بررسی های خود بسیاری از اسناد و کتاب ها را تنها به این دلیل که سند دست اول نیستند از دور خارج کرده ایم .بخش زیادی از این اسناد شامل منابع اولیه اسلامی بودند که فاصله زمانی آنها با مبدا مورد ادعای خود بسیار کوتاه تر از تورات بود. علاوه بر آن توسل به باور یهود هم دردی را دوا نخواهد کرد چون همین باور در میان مذاهب مختلف اسلامی وجود دارد .آیا ما با همین روش حاضر هستیم بسیاری از کتب، منابع و اسناد اسلامی را بپذیریم ؟! اسنادی که نه تنها اعتقادات بسیار محکم تری در میان مومنان به آن شاهدیم بلکه از نظر فاصله زمانی هم بسیار نزدیک تر به مبدا خود هستند. دوگانگی یا بهتر بگویم چندگانگی در بررسی ها آفتی است که همواره مرحوم پورپیرار در آثار خود با آن رو بروست.اگر مرحوم پورپیرار پوریم را رخدادی 500 ساله میدانست شاید میتوانست به تورات استناد کند اما با وضعیت کنونی اینکار میسر نیست.
2- غروب کامل و ناگهانی قریب سی تجمع که در کتیبه بیستون می بینیم !!!
آیا نیازی به توضیح است ؟!
کتیبه بیستون بنا بر ادعای مرحوم ناصر پورپیرار کتیبه ای جعلی و نو تراش است و با این تحلیل خود بخود آن داستان سی ملت دود شده و به هوا خواهد رفت .شاید اعتراض شود وجود این ملت ها از روی آثار آنها قابل تشخیص است و گواه آنهم احتمالا همان کلیشه "این همه زمین سوخته" است .در این صورت باید گفت از کجا متوجه تلاقی این سی تجمع شده ایم؟ آثار تجمع این سی ملت - و نه البته حتی 29 چون گویا ما هم به اعداد رند علاقه داریم - کجاست ؟ از کجا متوجه شدیم فلان سفال یا پایه شمعدان 3000 سال قدمت دارد و دیگری مثلا 4500 سال ؟این اعداد از کجا آمده اند که امروز آنها را ملاک تحلیل هایمان قرار میدهیم ؟ کی و کجا اثبات کردیم که مثلا تمدن حسنلو و جیرفت در یک زمان مشخص به آتش کشیده شده اند ( اگر آتشی در کار باشد )...
من دو شی مقابل شما می گذارم از کجا و چگونه تشخیص دادیم یکی از آنها اورجینال و مربوط به تمدن مارلیک در 3000 سال پیش و دیگری مثلا سفالینه ای 4500 ساله است ؟! آیا نتایج اعتماد به این اعداد بغیر از این است که به نتایج ادعای باستان شناسان اعتماد کرده ایم.

 

ما بر سر کتیبه بیستون  دست به قماری بزرگ زدیم در حالی که وقتی آن را به پایین کشیدیم توضیح ندادیم چه بر سر ادعاهای قبلی آمد .اگر ما بر مبنای آثار باستان شناختی تجزیه و تحلیل میکنیم اسناد باستانشناختی سوختن و نابودی همزمان این سی تجمع کجاست ؟ما در باره یک محوطه کوچک صحبت نمی کنیم! صحبت از لااقل هزار کیلومتر سرزمین است . آثار همزمانی رویدادها در این هزاران کیلومتر کدامند - اگر بتوانیم اثبات کنیم این آثار کهن هستند- حقیقتا ما در مشخص کردن جغرافیای پوریم هم ناتوان هستیم چه برسد به زمان آن .
عجیب ترین بخش این دلائل آنجاست که در دلیل شماره 4 گفته میشود :
"توقف تظاهرات هستی شناسانه هخامنشی، از آن قبیل که درباره داریوش از هند تا حبشه ساخته‏اند. تبلیغ کنندگان این توانایی‏ها، که در مورد خشایارشا تا حد لشکرکشی پنج میلیونی به یونان توسعه یافته، نیاندیشیده‏اند که بی تحرکی کامل و حاکم، بر ادامه همین تاریخ وصله شده هخامنشی، سکوت مستولی بر حضور جانشینان تصوری خشایارشا را عمیق تر و تعارض و تناقضاتی پدید می‏آورد که توقف مطلق روند تاریخ استیلای هخامنشیان را، در زمان خشایارشا آشکارتر می‏کند."
ما چطور می توانیم یک ادعای مجعول را دلیلی بر اثبات مدعای خود قرار دهیم ؟!!!همانطور که متوجه هستید گویا قرار است  از هیچ  ادله تراشیده شده  و شمار دلائل مورد ادعا افزایش یابد .
بطور خلاصه مرحوم پورپیرار در مجموعه نوشته های خود هیچگاه نتوانست وجود چنین ملت هایی را در 2500 سال پیش یا قبل از آن اثبات و دلیلی بر حضور تاریخی آنها ارائه کند و هرچقدر هم بگوید "مطالب را با دقت و از اول بخوانید" مطمئن باشید چیزی دستگیرتان نخواهد شد.
بنده دعوت میکنم از هرکسی که این توانایی را دارد بعد از خواندن چند باره مطالب مرحوم پورپیرار اثبات کند به چه دلیل دو عکس بالا را 4500 ساله و 3000 ساله میتوان خواند .

3- به اتمام نرسیدن پنل های تخت جمشید :
سوال قبلی در اینجا هم مطرح است ما چطور میتوانیم اثبات کنیم تخت جمشید 2500 سال قدمت دارد . این عدد را از کجا آورده ایم ؟ نا تما م ماندن یک بنا دلایل زیادی میتواند داشته باشد، البته پوریم را هم میتوان به عنوان یک دلیل و یک نظریه در این زمینه بحساب آورد و نه البته تنها دلیل- که بنده معتقدم این دلیل، شرایط قرار گرفتن به عنوان یک نظریه تاریخی را ندارد - اما اضافه کنم در دنیا ابنیه های ناتمام بسیاری وجود دارد. نه فقط ابنیه بلکه آثار نا تمام بسیار، بطور مثال امروز میدانیم که کلوزئوم روم مجموعه ای نیمه تمام است. در میان آثار به اصطلاح رومن ابنیه های نیمه تمام بسیاری میتوان یافت . براستی چرا بسیاری از مجموعه های تاریخی نیمه کاره رها شده اند ؟

4- جوانه زدن زمینه‏های رشد عقلی و امکانات تولیدی و تکنیکی و پیدایی خط و رشد فرهنگ و صنعت و هنر در اجتماعات قدیم، مانند یونان و چین و هند، که با سقوط شرق میانه در ماجرای قتل عام پوریم همزمان است.

شاید باورتان نشود ولی این ادله به طور خلاصه به ما میگوید در 2500 سال پیش یک عده که از نسل کشی پوریم جان سالم بدر بردند و گریختند به یونان رفته و استاد ارسطو ها و افلاطون ها شدند و احتمالا افتخار کتاب جمهوریت هم به آنان میرسد و ابدا هم فکر نکنید اینها را کسی گفته که مدعی است تا 400 سال پیش امکان دریا نوردی و رسیدن به یونان نبوده !!!
واقعا اسناد ارائه شده در مجموعه آثار مرحوم پورپیرار برای اثبات وجود چنین تمدن هایی در 2500 سال پیش در چین ، هند و یونان چیست ؟و او که مدعی است اگر پوریم رخ نداده بود امروز تمدن بشری در قله خود قرار داشت چرا در هند و چین و یونان چنین اتفاقی نیافتاد ؟

5- تبلیغ دروغین ادامه تحرکات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، برای دوران پس از پوریم و پر کردن جاعلانه فضای خاموش حاکم بر جغرافیای اجرای آن قتل عام

تاریخ علم نیست ، نظریه است . اینکه چون تاریخ جعل شده پس پوریم اتفاق افتاده هم می تواند یک نظریه باشد ولی نظریه بسیار پر چالش . آیا همین اتفاق با همین میزان جزئیات در سایر نقاط جهان روی نداده ؟امروز میدانیم جعل شامل بر تاریخ کل دنیاست و این جعل کاملا گسترده و یکدست است .

6-ورود بی معارض مهاجران مختلف و از مجاری گوناگون، به جغرافیای ایران کنونی:

این ادله ای بر رخداد پوریم نمی تواند باشد خالی از سکنه بودن فلات ایران چرا .
حقیقت امر این است که بافت کنونی تمدن جهان حاصل چندین مهاجرت گسترده است که در آینده به آن اشاره خواهیم کرد.

در پایان این بررسی مجددا گفته تا پر را یادآوری میکنم :
هنوز زمان بازسازی تاریخ فرا نرسیده. تحلیل تاریخ موجود و نقد آن به شیوه های عالمانه امکان پذیر است. اما به محض اینکه نویسنده بخواهد توضیحی برای رخداد ها بیابد درست به همان دردی دچار و همان مزخرفاتی را بخورد خواننده میدهد که تاریخ نویسان کنونی میدهند.

از داخل این دلائل رخداد پوریم اثبات نمیشود اما متوجه موضوعی میتوان شد .
ما در مجموعه نوشته های مرحوم پورپیرار به ظاهر با تاریخ یهود ساخته مخالفت میکنیم اما بطرز عجیبی تمام کرونولوژی مورد قبول یهود راپذیرفته ایم . مثلا ما قبول داریم هخامنشیان یا چیزی شبیه آن وجود داشته و مربوط به 2500 سال پیش هم بوده ولی کیفیتش با آنچه مورخین کنونی می گویند متفاوت بوده . قبول داریم امپراطوری های روم، یونان به همان شیوه ای که کرونولوژی موجود توضیح میدهد وجود داشته است . قبول داریم پوریم همونطور که تورات میگوید درزمان خشایارشاه و با کیفیتی که در تورات اشاره شده واقع شده و ... و ... . بنده دقیقا متوجه نشده ام ما دقیقا در کجا دیدگاهمان با تورات درباره این نوع تاریخ نگاری متفاوت است . اگر با دقت نگاه کنیم تفاوتی وجود ندارد، تفاوت تنها در کیفیت رویدادهاست . همونطور که میبینید همه کمابیش این اعداد را قبول دارند . یعنی معتقدند اسلام متعلق به 1400 سال پیش است و تخت جمشید مثلا 2500 سال. ما دیدگاهمان با باستان شناسی موجود هم تفاوتی ندارد و دقیقا مانند آنها بسیاری از بنا ها اشیا و آثار را قدمت سنجی میکنیم . علاوه بر این ما قبول داریم جغرافیا هایی که یهود معرفی کرده دقیقا همانهایی هستند که باید باشند. یعنی موقعییت روم، موقعیت مصر، موقعیت تمام تمدن ها، همان جایی است که تورات می گوید . بنده حدس میزنم که دوستان معترض خواهند شد و خواهند گفت که ناصرخان از طرق دیگری هم ادعاهاش رو ثابت کرده اما موضوع حقیقتا این است که در تمام آن روش ها هم کرونولوژِی موجود رد نشده است .

به همین دلیل بنیان اندیشی نباید سرنوشت خود را به آثار مرحوم پورپیرار گره بزند .همانطور که میبینید در حال حاضر بنیان اندیشی مجبور است تحلیل مرحوم پورپیرار را در مورد تمدن های کهن این سرزمین و تمدن های دیگر چون روم، یونان، چین و هند و ... بپذیرد در صورتی که میدانیم تاریخ این تمدن ها هم سراسر جعل است .مشکل امروز برخی از دوستان این است که به محض اینکه بپذیرند فلان کوزه سفالی نمی تواند 4500 سال قدمت داشته باشد خود به خود پوریم مرحوم پورپیرار و بسیاری از مداخل اورا را از بین برده اند و با این کار دومینو وار باقی ادعا های مرحوم پورپیرار را با چالش جدی مواجه میکنند .به این عده توصیه می کنم که هدف اصلی بنیان اندیشی شکستن بت ها بود و بنیان اندیشی تصمیمی برای ساختن بت جدید ندارد .

قالب /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php معتبر نیست
پاسخ ها (0)
  • هنوز به این بحث پاسخی داده نشده است
پاسخ شما

تعیین یک گذرواژه برای بحث ها تا فقط کاربرانی که گذرواژه را دارند بتوانند آن را مشاهده کنند.

شما میتوانید URL های بیشتری را وارد کتید تا در پست شما نمایش داده شود.

افزودن لینک
Go to top