YЯOTƧIH

1

معمای دیوار بلند

مترجم : هیات تحریریه وبسایت yrotsih.com

(توجه: این مقاله برای اولین بار در ایران منتشر میشود. هیات علمی وبسایت ایروتسی امیدوار است بدین وسیله بتواند برای نخستین بار منتقدان کرنولوژی موجود تاریخی در دنیا را معرفی و  کانونی برای ارتباط پژوهشگران این حوزه در سراسر جهان باشد .از دوستانی که علاقه مند به اشتراک مقالات ترجمه شده توسط این وبسایت هستند خواهشمندیم اینکار را با رعایت امانتداری انجام داده و منبع مقاله را با ذکر این وبسایت به خواننده اعلام کنند. ضمنا گروه تلگرامی ایروتسی به آدرس "https://telegram.me/joinchat/BQq0wD19gjiwNqEyJZWBcA" دایر میباشد که علاقه مندان میتوانند با پیوستن به آن در جریان برنامه ها ی "بنیاد ایروتسی" قرار گرفته و مشارکت داشته باشند.)


نگاهی به تاریخچه شکل‌گیری دیوار چین و معماهای پیرامون آن
(c) یوگینی گابوویچ،سال 1999

بگذارید در ابتدای کار به‌صراحت بیان کنیم که امروز با نزدیک شدن به پایان هزاره دوم میلادی، دیوار چین همچنان پابرجا است (هرچند به شکل سابق یکپارچه نیست). امروزه دیوار متشکل از قسمت قسمت‌هایی است که ظاهر خوبی دارند (این قسمت‌ها به‌تازگی بازسازی‌شده‌اند). بیشتر قسمت‌های باقی‌مانده در نزدیکی پایتخت چین هستند. هدف از بازسازیِ (شاید هم ساخت؟) قسمت‌هایی از دیوار تنها مرمت دیوار نبود، بلکه می‌خواستند یکی از بزرگ‌ترین مکان‌های گردشگری دنیا را بنا کنند. بزرگیِ بعضی از قسمت‌های بازسازی‌شده نزدیک به 60 کیلومتر است.
یکی از دایره المعارف ها، دیوار چین را به‌اختصار چنین معرفی کرده است: " دیوار چین (معروف به دیوار بزرگ) دیواری است در شمال چین که برای محافظت بنا شده است؛ امتداد این دیوار از ترکستان چین تا اقیانوس آرام است (از گانسو تا خلیج لیاو دُنگ)؛ طول این دیوار 6250 کیلومتر برآورد شده که در قرن سوم میلادی احداث گشته است؛ ظاهر این دیوار در زمان حکومت مینجدین (1363-1644) به شکل شناخته شده امروزی آن تغییر یافت، ارتفاع دیوار 16 متر، عرض آن در پایین دیوار 8 متر و در بالای دیوار حدود 5 متر است؛ سنگ‌ریزه ماده اصلی تشکیل‌دهنده این دیوار است و در کنار آن آجر و تخته‌سنگ نیز مورد استفاده قرارگرفته است؛ دیوار دارای قلعه‌هایی برای نگهبانی و دروازه‌هایی برای تردد در کنار آن است؛ این دیوار توسط یونسکو به‌عنوان میراث جهان به ثبت رسیده است]1، جلد 4، ص 253[. برای توضیحات تکمیلی در خصوص وضعیتی که دیوار در حدود 15 تا 30 سال در آن به سر می‌برد، مراجعه شود به کتاب ]2[ یا ] در پایین همین صفحه[.
نویسندگان چینی به‌مراتب با حرارت بیشتری در مقایسه با نویسندگان آلمانی دیوار چین را توصیف می‌کنند: " دیوار بزرگ یکی از مشهورترین، عظیم‌ترین و بی‌نظیرترین آثار تاریخی دنیا است که از زمان قدیم به‌جای مانده است؛ این دیوار از دهنه رودخانه یالو شروع می‌شود و همانند یک اژده ها اوج می‌گیرد و از کوهستان‌ها عبور می‌کند، دشت‌ها و بیابان‌های زیادی را نیز پشت سر می‌گذارد تا سرانجام به کوهستان پامیر برسد]3، ص 13.[.
به باور چینی‌ها، دیوار بزرگ برای خارجی‌ها معنایی در وسعت کل کشور چین را دارد، زیرا خارجی‌ها غالباً در دوران تحصیل خود در مدرسه، بارها نام این دیوار 5000 کیلومتری را به‌عنوان یکی از عجایب دنیا شنیده‌اند". حتی یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید: "کسی که دیوار چین را پیاده نپیموده باشد، یک مرد واقعی نیست". به همین دلیل سفر کردن به چین بدون بازدید از دیوار چین، مایه تأسف خواهد بود ] 2، ص [i.
بنده در آوریل سال 1999 به مدت 3 هفته سفر شخصی‌ای به چین داشتم تا مکاشفاتی را انجام دهم. در این سفر من دقیقاً این اشتباه را انجام دادم. زیرا قسمت‌هایی که در آن زمان برای گردشگران در نظر گرفته شده بود، چندان جالب نبود و ممکن بود رفتن به آنجا باعث پیشمانی ام شود. برای اینکه بتوانم خودم شخصاً قسمت قابل‌توجهی از دیوار را نیز مشاهده کنم، زمان و امکانات کافی نیز در اختیار نداشتم با این حال راه دوم را انتخاب کردم.
 با خودم فکر کردم که " شاید دیگرانی قبل از من این کار را کرده باشند، یعنی آن را اندازه گرفته و توصیف کرده باشند".  بنابراین شروع کردم به جستجو برای شواهدی که این مسئله را تائید می‌کردند و صحت نوشته‌های نویسندگان چینی را نیز ثابت می‌کردند. متأسفانه باید به اطلاع خوانندگان محترم برسانم که تاکنون نتوانسته‌ام چنین مطالبی را گردآوری کنم و حتی شک دارم که چنین مطالبی اصلاً وجود داشته باشند.

سؤال: بنا به نظر مورخین دیوار چین چند سال قدمت دارد و تا چه اندازه می‌توانیم به‌درستی حرفشان اعتماد کنیم؟
همه کتاب‌های تاریخی دارای یک عادت مشابه هستند: آن‌ها مطالب خود را از زمانی بسیار دور نقل می‌کنند، به‌گونه‌ای که حتی مخاطبان شکاک نیز احساس نمی‌کنند که باید برای صحت مطالب مورخین دنبال شواهدی بگردند. در همان ابتدای کار از اعداد و تاریخی نام می‌برند که بسیار رُند شده‌اند. داده‌هایی (همچون 7000 هزار سال، 5000 سال پیش یا 2500 سال قبل میلاد مسیح) برای همگان مشخص می‌کند که هیچ پشتوانه علمی دقیقی برای این سال‌ها وجود ندارد و تنها بر مبنای گمانه‌زنی‌های مورخان است (حتی این حدسیات را نیز باید با نگاه دقیق و نقادانه بررسی کرد).
در گام بعدی کتاب‌های تاریخی به‌تدریج صحبت از اعداد و داده‌های دقیق می‌کنند (که این‌ها هم هیچ مبنای موجهی ندارند) و دارای نگاه متعصبانه نیز هستند. معمولاً داده‌های "تاریخی" میان افسانه‌ها، نقل‌قول‌ها و داستان‌های تاریخی زیادی پنهان می‌شوند. در آخر هم تمامی داده‌ها (و ادعاهای مورخان) چنان به طرز ماهرانه‌ای در پسِ افسانه‌های تاریخی جذاب مخفی می‌شوند که خواننده نمی‌فهمد چه زمان و چگونه از یک دنیای افسانه‌ای وارد یک دنیای مجازی شده است. و در آخر همه‌ی مطالب کتاب به‌عنوان حقیقت به خورد خواننده داده می‌شود.

 

در مورد دیوار چین نیز این مسئله وجود دارد و صحبت از زمانی بسیار کهن می‌شود: "در هفت‌صد سال پیش از میلاد مسیح ساخت دیوار چین آغاز شد (خب آیا در آن زمان هدف از احداث دیوار، ایجاد یک دیوار باعظمت بوده است؟ بعید به نظر می‌رسد!). در قدیم در کشور چین قلعه‌های زیادی وجود داشته که خانه حکام بوده است. تمامی حکام برای حفاظت از محدوده خود دیوار بزرگی را می‌ساختند. سپس مراحل توسعه، تعمیر و نگه‌داری دیوار 2000 سال به طول انجامید. ]3، ص 13[.
بنابراین مورخین چینی می‌خواهند در ذهن ما این تصویر را ایجاد کنند که از همان 3000 سال پیش، ساخت دیوار با نیت بنا کردن دیوار بزرگ چین آغاز شده بود (و نه یک دیوار معمولی در مرز کشور که بسیار محتمل‌تر به نظر می‌رسد). امروزه بنده شاهد این نوع نگاه در میان آثار نویسندگانی هستم که به‌شدت متأثر از معمای دیوار بزرگ هستند. آن‌ها همیشه با فرض معمایی بودن دیوار، مطالب خود را بیان می‌کنند.
هیچ‌گاه نمی‌توان از دیوار برای محافظت از نواحی مرزی استفاده کرد. به‌راحتی می‌توان فهمید که انجام چنین کاری ممکن نیست. هیچ دیواری به‌تنهایی برای دفاع در برابر دشمن کارایی ندارد و حتماً به سربازان زیادی برای محافظت از دیوار نیازمند است. هیچ جای دنیا هم پذیرفته نیست که بتوان دشمن مهاجم را دقیقاً در مرز مهار کرد. به همین دلیل هیچ‌گاه در طول تاریخ دیده نشده است که سپاه عظیمی در مرزها برای دفاع مستقر شده باشند.
در چین باستان مرسوم بوده که مناطق مرزی را با حصار مشخص کنند. البته این کار تنها مختص به این کشور نبود: در روسیه هم مرز میان مناطق جنگلی با دشت‌ها را با حصارهایی که از تنه‌ی درختان قطع‌شده و گل درست شده بود، مشخص می‌کردند.
"در سده هفتم پیش از میلاد پادشاهان سلسله چو شروع به ساخت حصار دفاعی کردند (بله حصار و نه دیوار!) تا خود را در برابر حملات اشغالگرانه یکی از همسایگان به نام سلسله‌ی چی ایمن نگه دارند. در دورانی که سلسله جنگ‌هایی بر سر قدرت به وقوع پیوست (475-221 پیش از میلاد) و خاندان چین، زاهو و یان حکومتی را شکل دادند، راه گذشتگان ادامه یافت و دیوارهای دفاعی را در شمال شهر خود بنا کردند تا هم از خود در برابر حملات عشایر شورشی محافظت کنند و هم از امنیت بیشتری در برابر همسایگان شمالی برخوردار باشند. بعد از اینکه چین توانست بر حکومت زاهو و یان پیروز شود، شهرهای چینی زیادی را باهم ادغام کرد و کشور واحدی را تأسیس کرد تا سرانجام خود را قیصر چین بخواند. دیوارهایی که تا آن زمان برای محافظت از شهرها تأسیس شده بود، به دستور پادشاه تخریب شد و در عوض دیوارهای شمالی چین گسترش یافت (تا چند لحظه پیش سخن از حصار بود! پس معلوم می‌شود هر وقت صحبت از دیوار می‌شود، منظور همان حصارها هستند). قیصر چین، شی هوانگ دی، شخصی نبود که علاقه به پروژه‌های کوچک داشته باشد. وی هر فرمانی که می‌داد در مقیاس عظیمی به اجرا درمی‌آمد" {5، ص 15}

 

امپراتوری‌ هان ‌هم که جانشین حکومت قیصر چین شد، به موفقیت‌های بی‌نظیری در جنگ علیه همسایگان دست‌یافت و مرزهای خود را در غرب و شرق گسترش داد (]6[ آیا این همان تکرار تاریخ – ساختگی- روم باستان نیست که به چین نسبت داده‌اند؟). مرزهای این امپراتوری در تعرض حملات پی‌درپی زیونگهو شمالی (]6[ همان ژرمن‌ها و اسلوواک ها!) قرار گرفت. بنابراین برای تأمین امنیت مرزی، دیوار چین طولش به 10000 کیلومتر افزایش یافت (آیا این اطلاعات به‌نوعی ویژگی‌های دیوار هادریان یا دیوارلیمس رومی نیست که با کمی تغییر بیان می‌شود؟). با سقوط امپراتوری هان، جایگاه دیوار هم از بین رفت. این دیوار تبدیل به دیواری شده بود که تنها میان چند حکومت مستقل عبور می‌کرد و نقش بخصوصی نداشت (و یک‌دفعه زیونگهو هم از حمله به چین منصرف شد؟). تنها با روی کار آمدن مؤسس امپراتوری مینگ، یعنی زهو یوانزنانگ (دوران حکومت 1368 الی 1398) ساخت پروژه قدیمی دوباره از سر گرفته شد (به عبارتی عشایر شورشی شمالی به مدت 1500 رفتاری صلح طلبانه در پیش گرفتند؟). سپس وی دستور ساخت حصار جدیدی را برای محافظت از مغول‌های مارودی داد (بازهم حصار و نه دیوار!). مراحل ساخت این حصار 150 سال به طول انجامید (در این صورت عمر این دیوار حداکثر مساوی می‌شود با 150-600 یا همان 450 سال). مجموع طول این دیوار (دیوار یا حصار؟) به 6350 کیلومتر می‌رسید که از رودخانه یالو در نزدیکی مرز کره شروع‌شده و تا منطقه جیوگان در غرب چین امتداد می‌یافت. به‌طور میانگین بلندی دیوار 7.8 متر و عرضی معادل 6.5 متر داشت]5، ص 15[. خب حالا جالب اینجاست که چگونه میانگین مشخصات دیواری که 6350 کیلومتر طول دارد، به دست آمده است؟
حقیقت این است که به هیچ عنوان با اطلاعات یکپارچه‌ای مواجه نیستیم و نویسندگان چینی نیز این مسئله را به‌ناچار بیان کرده‌اند:
" صحبت کردن از تاریخ طولانی و کهن دیوار بزرگ لذت‌بخش است. غالباً این‌گونه تصور می‌شود (پس معلوم می‌شود که دقیقاً این موضوع مشخص نیست) که در زمان حکومت شی هوانگ دی، مؤسس جاه‌طلب امپراتوری چین که 300 سال قبل از میلاد مسیح می‌زیسته، دیوار بزرگ بنا شده است. تاکنون داستان‌های زیادی از زندگی وی و توانایی‌های که هوانگ دی از خود نشان داده، مطرح شده‌اند. اما تنها بعضی از این داستان‌ها که بیش از 2200 سال بر سر صحتشان بحث شده، واقعاً در ارتباط با ساخت دیوار بزرگ بوده‌اند.
حقیقت ماجرا هم این است که بیشتر این داستان‌ها با واقعیت تطابقی ندارند، زیرا که دیوار بزرگ در زمان حکومت چین اول ساخته نشده بلکه تنها 600 سال دارد (و شاید حتی جوان‌تر از این‌ها باشد!). حتی اگر بخواهیم دقیق‌تر این مطلب را بیان کنیم، باید از دیوار چین به صیغه جمع صحبت کنیم (یعنی چندین دیوار بزرگ؟ یا بیشتر منظور چندین دیوار کوچک است؟) زیرا بعضی از قسمت‌های دیوار (حصارهای چوب و گلی!) 700 سال قبل میلاد ساخته شده بودند (باید نگاه انتقادی‌مان را نسبت به اطلاعاتی که اینجا عنوان می‌شوند، حفظ کنیم). سپس در ادامه با ظهور امپراتوری‌های جدید قسمت‌های جدیدی نیز به دیوار اضافه شد. امروزه هنوز قسمت‌هایی از دیوار برجای‌مانده که توسط امپراتوری چی در 555 سال قبل میلاد (در ظاهر کار از تاریخ‌های "دقیق" استفاده می‌شود، اما این تاریخ‌ها همچنان فاقد هرگونه توجیهی هستند) در ایالت امروزی شاندونگ ساخته شده است. اگر مجموع طول دیوار ساخته شده در تمامی ایالت ها را باهم جمع کنیم، اندازه‌ای به طول 50000 کیلومتر به دست می‌آید (این‌قدر دقیق و بدون هیچ کیلومتر دیگری؟ چه حیف شد!). دیوارهایی که تنها در داخل کشور مغولستان امروزی (یعنی درست وسط دشت‌های مغولستان؟ چرا آنجا؟) احداث شدند، در مجموع 15000 کیلومتر طول داشتند" ]2، ص [i.

 

این 50000 کیلومتر مرا به یاد نحوه‌ی سرشماری جمعیت دنیا می‌اندازد: معروف است که می‌گویند مجموع همه‌ی انسان‌هایی که تاکنون طی 3000 سال گذشته در کره زمین زندگی کرده‌اند، معادل 30 میلیارد نفر است. خب این معادله چه کمکی به ما می‌کند؟ بیش‌تر این افراد دیگر در قید حیات نیستند! اما در عوض این شیوه محاسبه عجیب، همچنان محبوبیت زیادی دارد:
" بنا به شواهد تاریخی 20 امپراتوری با سپاهیانی که در اختیار داشتند، موفق به ساخت دیوار بزرگ شدند. اگر مجموع تمامی دیوارهایی که توسط این امپراتوری‌ها ساخته شده‌اند را باهم جمع کنیم، طولی در حدود 108000 لی به دست می‌آید. خب این مقدار کمی بیش‌تر از 50 هزار کیلومتری است که در گذشته صحبتش شد و حتی بیش‌تر از 100000 لی است! آیا کسی هست که پیشنهاد بالاتری داشته باشد؟!
ما می‌خواهیم سلسله رخ دادهای طبیعی را دقیق‌تر ازآنچه در تمامی کتاب‌های تاریخی دیده می‌شود، تشریح کنیم: ابتدا از مطرح کردن زمان بسیار دوری که در کتاب‌های تاریخی مرسوم شده و همراه با ابهامات و فاصله‌های زمانی زیادی است، خودداری می‌کنیم (همانند 1500 سالی که در بالا اشاره شد). می‌خواهیم در آرامش و به‌تدریج از زمان امروزی به گذشته سفر کنیم. اگر کتاب‌های تاریخی این شیوه نگارش را رعایت می‌کردند، الآن امکانات بیشتری در اختیار داشتیم تا مطالب تک‌تک مورخین را بررسی و راستی آزمایی کنیم.
در همان ابتدای کار برای ما روشن می‌شود که منابع تاریخی موجود برای یک اثر تاریخی عظیمی همچون دیوار چین، چندان مناسب نیستند و نمی‌توانند یک تصویر دقیق و بدون ابهامی را برای ما ترسیم کنند. البته نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت که کتاب‌های چینی احتمالاً دارای توضیحات بیشتری درباره این اثر هستند. تا زمانی که از منابع چینی استفاده نکنیم و سیر تاریخی ساخت دیوار را مرحله‌به‌مرحله برایمان مشخص نشود، تمامی حرف‌هایمان درباره دیوار چین از یک فرضیه فراتر نمی‌رود (البته این مسئله که آیا می‌توان از کتاب‌های تاریخی یک فرضیه‌ای را در نظر گرفت، از بحثمان خارج است و بیشتر یک سؤال فلسفی است).
شاید کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم برای نویسنده کتاب "دیوار بزرگ" {8} امری نامتعارف باشد. مؤسسه تاریخِ علوم طبیعی نشستی را برگزار کرد که طی آن مقاله‌ای با محوریت سیر تاریخی و تحولات دیوار چین ارائه شد. این مقاله دیوار چین را بر اساس داده‌هایی که تاکنون به‌دست‌آمده‌اند، توضیح می‌دهد:
"علتی که باعث شده ما در بررسی‌های تاریخی نتوانیم چندان از زمان امروزی فاصله بگیرم و همچنین قادر نباشیم تحولات 450 سال اخیر را به‌طور کامل بشناسیم، شروع دیرهنگام اندازه‌گیری دیوار چین در قرن 18 میلادی است. با منابعی که مربوط به قبل از آن زمان هستند باید بااحتیاط برخورد کرد. متأسفانه تصویربرداری‌هایی هم که آن زمان توسط عوامل چینی انجام شد، از دقت و جزییات کافی برخوردار نیستند.

 

اولین سفر اکتشافی به دستور حاکم وقت، کانگجی، در استان‌های شمالی در سال 1708 رقم خورد و تا یک سال به طول انجامید. این اکتشاف شامل مناطقی می‌شد که در مسیر دیوار بزرگ (باقی‌مانده دیوار یا تأسیسات نظامی قدیمی) قرار داشتند. نتیجه پیمایش به‌دست‌آمده در غالب یک نقشه 4 متری به پادشاه تقدیم شد ]9، 253-254[. درمجموع اطلاعاتی درباره مناطق کوهستانی، راه‌های آبی، قلعه‌های نظامی و شهرهایی که در مجاورت دیوار بزرگ بودند، به دست آمد. اما جالب است که بدانیم نویسنده کتاب "تعاملات فرهنگی بین چین و دنیای بیرون در نگاه تاریخ" ]9[ توضیحاتش را درباره این اکتشاف در همین‌جا قطع می‌کند و حتی یک کلمه دیگر درباره دیوار یا قلعه‌های متعددش صحبت نمی‌کند.
امروزه قسمت‌های باقی‌مانده از دیوار به‌عنوان "الگوی عکاسی" برای عکس‌های تکی تا آلبوم‌های پر از عکس مورداستفاده قرارگرفته‌اند. در آلبوم‌های عکاسی‌ای که به دیوار اختصاص‌یافته‌اند، مناطق کوهستانی را در زمستان به‌گونه‌ای نشان می‌دهند که در آن دیواری طولانی و مارپیچ با لایه‌ای از برف پوشیده شده‌اند و قلعه‌های آن به‌طور شاعرانه‌ای در مه فرورفته‌اند. در پاییز توجه عکاسان بیشتر به رنگ نارنجی درختان جنگل اطراف دیوار، لحظه طلوع و غروب خورشید و یا تاریکی شب است که دیوار را به شکل جذابی نشان می‌دهد.
" هرچند دیوار بزرگ کارایی خود را در حوزه نظامی ازدست‌داده است، اما در عوض تبدیل به یکی از جاذبه‌های دیدنی و محبوب چین شده است. در مسیر دیوار منظره‌های تماشایی زیبایی به همراه گذرگاه‌های بی‌نظیر وجود دارد. در همه فصل‌های سال گردشگرانی در حال طی کردن مسیر قلعه شانهایگون در ایالت هبی، قلعه جیا یوگان در استان گانسو، قله یویونگان که در 50 کیلومتری شمال پکن واقع‌شده و همچنین قسمت‌های باقی‌مانده از منطقه بادلینگ هستند که بیش از 60 کیلومتر از پکن فاصله دارد. این مکان‌ها برای عکاسان تازه‌کار و نقاشان هنرمند سوژه‌های جذابی هستند ]2، صii [.
خب اتفاقاً وجود چنین تصاویر شگرف آوری خود برای ما بحث‌برانگیز شده است: "آیا در گذشته دیوار بزرگ، زیبایی امروزی را نداشت و توجه هنرمندان را به خود معطوف نمی‌کرد؟ چرا نقاشان چینی در گذشته تصاویری را از دیوار رسم نکرده‌اند که مشابه عکس‌های امروزی باشد؟" بالاخره مسافت 100 لی (حدود 50 کیلومتر) که بین پکن و دیوار وجود دارد برای آن‌ها مسیر طولانی‌ای نبوده است.
 


در کتاب مصور ]10[ تصاویر بسیار زیبایی ثبت‌شده است که بیشتر آن‌ها یادگار دوران امپراتوری مینگ (1368-1644) و امپراتوری قزینگ (تا سال 1911) هستند که البته تعدادشان‌ هم کم نیست. در میانشان تصاویری از منظره‌های زیبا، دیوارها، قلعه‌ها، خود شهر پکن، دروازه‌ها و دیگر ساختمان‌ها دیده می‌شود. اما هیچ‌گونه تصویری از دیوار بزرگ و قلعه‌هایش ثبت نشده است و حتی قسمتی از آن‌هم در لابه‌لای تصاویر موجود نیست. بنابراین وجود دیوار تا قبل از آن زمان منطقی به نظر نمی‌رسد و ما می‌توانیم دلیلی برای زیر سؤال بردن تاریخ دیوار داشته باشیم. به‌خصوص صحت ادعای مورخان چینی بیش‌ازپیش بحث‌برانگیز می‌شود (در این رابطه رجوع شود به دو مقاله بنده ]6،7[ در "فاصله‌های زمانی"، 1999 جلد اول).

در چه زمانی قسمت‌های باقی‌مانده از دیوار ساخته شد و به شکل امروزی درآمد؟
دقیقاً در چه زمانی مرمت‌هایی که در قرن 20 میلادی انجام شد، آغاز شد و وضعیت دیوار در ابتدای شروع کار چگونه بود؟ تا زمانی که مستندهای این موضوع به‌طور کامل منتشر نشود، جای زیادی برای حدس و گمان باقی خواهد ماند.
اولین تصویری که بنده موفق به ثبت آن شدم (در کتاب ]15[ اثر یک نقاش چینی نیست، بلکه نقاش آن یک انگلیسی هنرمند بوده است که در اواسط دهه 19 میلادی این تصویر را از خود به یادگار گذاشته است (ص تصویر 5). بعدها متوجه شدم که این تصویر یک تقلید از روی اثر نویسنده انگلیسی دیگر به نام هنری ویلیام پاریش است که در اواخر قرن 18 میلادی یک سفر اکتشافی به چین داشته است. وی در سال 1979 نتیجه سفر خود را در غالب تصاویر رمانتیک منتشر کرد که تا سالیان زیادی به‌عنوان یک منبع الهام‌بخش برای مجسم کردن دیوار چین در ذهن ساکنان اروپا نقش داشت. آیا می‌توان این‌گونه برداشت کرد که دیوار چین در گذشته بیشتر برای اروپایی‌ها جذاب بوده تا خود چینی‌ها؟ آیا ممکن است که این علاقه آن‌ها باعث شکل‌گیری معمای دیوار چین شده باشد؟
یک‌بار دیگر درباره تصاویر دیوار بگوییم: خب تا اینجا فرض می‌کنیم که هنرمندان قدیمی چین به جایگاه دیوار پی نبرده بودند. اما وضعیت عکاسانی که در اواسط قرن 20 میلادی می‌زیستند چگونه بوده است؟ از حدود سال 1880 به بعد عکاسی تبدیل به پیشه‌ای شده بود که موردحمایت صنعت قرارگرفته بود. خبرنگارانی هم که در چین مشغول فعالیت بودند ازجمله کسانی بودند که از دوربین عکاسی بهره می‌گرفتند. آیا آن‌ها هم تا قبل از جنگ جهانی دوم تصویری از دیوار به ثبت نرساندند؟ بنده شخصاً از همه خوانندگانی که در تلاش برای یافتن این‌گونه عکس‌هایی در کتاب‌های مصور قدیمی باشند، تشکر خواهم کرد. بنده فعلاً می‌توانم این را خدمت شما عرض کنم که در میان ‌همه‌ی کتاب‌هایی که درباره دیوار چین مطالعه کردم، نتوانستم تصاویر قدیمی دیوار را پیدا کنم.
در کتاب مصور ]2[ تنها یک تصویر را تحت عنوان " دیوار بزرگ منطقه گوبیکو در 30 سال پیش" یافتم که در آن اشاره شده بود که عکسی بسیار قدیمی است. اما پس از چندی تحقیق متوجه شدم که این عکس متعلق به دوران مائو است. حتی بعضی از تصاویر دیگر (تصاویر شماره 9-10 در ص 10-11) مراحل مرمت دیوار را نشان می‌دهند.
 

در کتاب "روسیه‌ای که هرگز وجود نداشت" (مسکو، سنت پترزبورگ-کراسنوجارسک، 1997) که اثر نویسنده مشهور الکساندر بوشکف است – بوشکف را در روسیه همانند ژرژ سیمنون می‌شناسند که نویسنده پرفروش‌ترین کتاب‌های جنایی روسی است- این فرضیه مطرح شد که دیوار بزرگ چین ابتکار مائو تسه تونگ است و پیش از جنگ جهانی دوم دیوار وجود خارجی نداشته و مردم آن را تنها در ذهن خود داشتند.
چنین فرضیه‌ای دوباره همان پرسش قبلی را مطرح می‌کند که تاریخ دقیق شروع بازسازی دیوار چین در قرن 20 میلادی چه زمانی بوده است. اطلاعات بسیار کمی درباره این موضوع موجود هست.
" در دوران امپراتوری چین، دیوار کارکرد نظامی خود را به‌طور کامل از دست داد، زیرا دیوار در مرکز سرزمین چین قرارگرفته بود. تنها با رایج شدن صنعت گردشگری بود که دیوار کارکرد جدیدی به‌عنوان جاذبه گردشگری و محلی برای درآمد پیدا کرد. در سال 1957 (تاریخش را خودم مشخص کردم) اولین قسمت از دیوار بزرگ در منطقه بادالینگ بازسازی شد. با افزایش یافتن تعداد گردشگران قسمت‌هایی دیگر از دیوار بزرگ در مناطق موتیانیو، سیمارای، جین شالینگ، شانهای گوان و... نیز مرمت شد" {5، ص 166}.
" در طی سال‌های 1966-1976 که انقلاب فرهنگی در چین در حال رخ دادن بود، قسمت‌هایی از دیوار قربانی خشم ارتش سرخ قرار گرفت. البته دولت جدیدی که قدرت را در کشور به دست گرفت، موفق شد تا انقلابیون تندرو را وادار کند که خسارات واردشده به دیوار را جبران کنند. این‌گونه بود که دیوار بزرگ بعد از انجام عملیات بازسازی دوباره به شکل سابقش برگشت..."]11، ص 28[.
"هرکس که می‌خواهد قسمت نه‌چندان توریستی دیوار را ملاحظه کند، می‌تواند به موتیانیو واقع در 70 کیلومتری شمال شرقی پایتخت سفر کند. به‌آسانی می‌توان محل این قسمت از دیوار را که در سال 1986 (تاریخش را بنده به دست آوردم) مرمت شد، پیدا کرد. موتیانیو یک منطقه استراتژیک بود که برای محافظت از پکن استفاده می‌شد. برای جلوگیری از رسیدن دشمنان به پای دیوار بزرگ، چندین دیوار کوتاه قبل دیوار اصلی ساخته می‌شد که اندازه‌شان بین چند متر تا چند صد متر متغیر بود. منظره فوق‌العاده‌ای که در اینجا مشاهده می‌شود، دیوار بزرگ است که از غرب شروع‌شده و تا بالای قله کوه 1000 متری می‌رود]5، ص 167[.
کتاب‌های راهنمای سفر چینی، گردشگران را تشویق به بازدید از چند قسمت دیگر از دیوار می‌کند که همگی بازسازی‌شده‌اند:
"250 کیلومتری شمال شرقی پکن دره‌ای زیبا وجود دارد که محل سکونت 200000 نفر از ساکنین محلی شهر چنگده است. به‌راحتی می‌توان طی 2 روز کل این دره را مشاهده کرد. یک بعد از ظهر و یک صبح طولانی برای دیدن آنجا کافی است. شاید سفر کردن با اتوبوس به آن منطقه، دست‌کمی از زیبایی خود دره نداشته باشد. توصیه می‌کنم به هرکس که امکانش را دارد، سفر رفت را با قطار انجام دهد و با اتوبوس ازآنجا برگردد. زیرا در مسیری که اتوبوس از آن عبور می‌کند زیباترین و باابهت ترین قسمت دیوار بزرگ نمایان می‌شود. این قسمت از دیوار را جین شانلینگ نامیده‌اند (به معنی کوه کمر طلا) که موقعیتش در حدود 120 کیلومتری پایتخت و تحت نظارت شهر میون است (میون در مرز استان هبل قرارگرفته است). بزرگی این قسمت از دیوار (بنا بر محاسباتم) بیش از 20 کیلومتر است و شامل بیش از 100 قلعه نظامی قدیمی می‌شود. لذت‌بخش‌ترین ویژگی‌اش هم این است که هیچ توریستی در این نواحی وجود ندارد..." ]5، ص 193[.
ازجمله دلایلی که فرضیه ساخته‌شدن دیوار را در زمان حکومت کمونیستی تائید می‌کند، نقش تبلیغاتی است که این دیوار در راستای اهداف نظام کمونیستی داشته است: "در چین دیوار را به‌عنوان نماد روح ملی می‌دانند که هیچ‌گاه شکست نمی‌خورد (مسلم است که چنین نمادی باید در قالب سنگ جاودانه شود!). ملت چین بعد از جنگ علیه ماده مخدر تریاک درسال 1840، به‌طور پیوسته برای آزادی و عدم وابستگی جنگیده‌اند. زمانی که ملت ما در دهه 1930 مورد تهاجم خشونت‌بار ارتش ژاپن قرار گرفت، به‌صورت یکپارچه سرود "رزم داوطلبین" را خواند: برخیزید ای کسانی که نمی‌خواهید همانند برده زندگی کنید! بیایید باهم با خونمان دیوار بزرگی بسازیم... (آیا واقعاً بعد از شکل‌گیری جمهوری خلق چین در سال 1949 این آرمان برآورده شد و دیواری عظیمی از سنگ در چین بنا شد؟). هشت سال مقاومت علیه ژاپنی‌ها ادامه داشت تا سرانجام اشغالگران از خاک کشور بیرون رانده شدند. در سال 1949 دوران صدساله اشغال گری و ظلم قدرت‌های خارجی به اتمام رسید و تمام دنیا شاهد سر برافراختن دیواری بزرگ در شرق دنیا بودند (شاید هم بالاخره تلاشی برای ساخت دیوار بزرگ به‌صورت فیزیکی صورت گرفت تا دیگر از حالت ذهنی تبدیل به حالت عینی شود؟)" ]2، صii .[

 

"دولت جمهوری خلق چین توجه ویژه‌ای به نگه‌داری دیوار و انجام تحقیقات بر روی آن دارد. قلعه شانهایگون، جیایوگوان و قسمت‌هایی از دیوار در منطقه بادالینگ به‌عنوان اولویت اول دولت از مجموع همه میراث فرهنگی ثبت‌شده، اعلام‌شده‌اند. در سال 1980 (بنا بر دانش خودم) در شهر هوهوت که واقع در کشور مغولستان است، دولت چین یک همایش مهم با محوریت دیوار بزرگ را برگزار کرد. در طی این همایش محققان زیادی راهکارهایی برای انجام عملیات اکتشافی بر روی دیوار ارائه کردند و افراد زیادی هم به موضوع روش‌های نگه‌داری از دیوار پرداختند. (چرا نویسندگان این متن از بیان کردن اقداماتی که پیش از به وجود آمدن حکومت خلق چین برای دیوار بزرگ انجام شده بود، خودداری کردند؟ آیا این کار یک اقدام سیاسی دولت محسوب می‌شود؟). مسئولین محلی هر منطقه قسمت‌های باقی‌مانده از دیوار، قلعه و گذرگاه‌ها را به‌عنوان مهم‌ترین آثار فرهنگی حفاظت‌شده معرفی کرده‌اند. آن‌ها به‌طور منظم از دیوار بازرسی می‌کنند، به مردم درباره اهمیت اقدامات حفاظتی برای دیوار اطلاع‌رسانی می‌کنند و هم‌چنین آن‌ها را تشویق می‌کنند تا با شورونشاط در محافظت از دیوار همکاری کنند (شاید برای اینکه دیوار را بسازند!). زیرا دیوار بزرگ یک میراث فرهنگی‌ای نیست تنها مختص به چین باشد، بلکه متعلق به همه بشر است" ]2، ص .[ii
شکل امروزی دیوار چندان گویای وضعیت گذشته‌اش نیست. اگر کتاب ]2[ را با دیگر کتاب‌هایی که پس‌ازآن ]3[ و ]4[ به چاپ رسید مقایسه کنیم، به‌خوبی مشخص می‌شود که قسمت‌هایی که به‌تازگی مرمت شده‌اند، بیشتر به نمایش گذاشته شده‌اند. مقصود از این کار را می‌توان این‌گونه بیان کرد که آن‌ها می‌خواهند دیوار را در وضعیتی نشان دهند که هم هزاران کیلومتر طول دارد و هم در وضعیت ظاهری سالم و مناسبی به سر می‌برد.
 اما اگر به همان محدود تصاویری که نشان‌دهنده وضعیت دیوار در قبل از مرمتشان هستند رجوع کنیم، معلوم می‌شود که حداقل بعضی از قسمت‌های به‌اصطلاح "دیوار" تنها ویرانه‌ای از قلعه‌ها و برج‌های قدیمی است که هیچ ارتباطی هم با یک مجموعه بزرگ و عظیم ندارد. نویسنده کتاب اول بهتر از تصاویر این وضعیت را توصیف کرده است: حصارهایی از جنس گل، نی، چوب بید، سنگریزه و یا شن که امروزه همگی ویران شده‌اند و دیگر هیچ شباهتی با دیوار سنگی قبلی خود ندارند (به‌گونه‌ای که ازلحاظ ظاهری هیچ تفاوتی با یک تپه یا تخته‌سنگ ندارند) و نمی‌توان آن‌ها را بخشی از یک مجموعه بزرگ‌تر دانست. تپه‌های نگهبانی، برج‌های هشدار حریق و مراکز خبررسانی از یکدیگر جدا هستند. این توصیفی است که در آثار قدیمی در مورد مجموعه‌های نظامی بیان کرده‌اند و هیچ‌گاه صحبت از قسمت‌های یک دیوار طولانی در میان نبوده است.
 

"در سال 1980 (یعنی بعد از انقلاب فرهنگی) مسئولان دولتی با حمایت وزارت فرهنگ گروهی از متخصصان را برای محافظت از میراث فرهنگی و تحقیق پیرامون دیوار بزرگ تشکیل دادند. این گروه موفق به کشف قسمت‌هایی از دیوار شد که چندین لی طول داشت. موقعیت این دیوار در نزدیکی مرکز فعالیت حزب توده باکشینگ، واقع در محدوده لوان پینگ در استان هبی بود. وضعیت این قسمت از دیوار بسیار مطلوب بود و دست‌کمی از دیوار بادالینگ که در اطراف قلعه یویونگوان و نزدیک پکن بود، نداشت. به همین دلیل این قسمت را به‌عنوان دیوار بادالینگ شماره 2 شناختند. نام اصلی این قسمت شالینگکو یا جین شانلینگ است و زمانی بخشی از تاسیسات دفاعی گوبیکو را تشکیل می‌داده است" ]2، ص 40[.

اما بسیار عجیب است که دیواری به این زیبایی که واقع در یک منطقه عاری از سکنه نبود، تا آن زمان ناشناخته مانده بود. بنده تنها به این نتیجه می‌رسم که این قسمت تا قبل از دوران مائوسته وجود نداشته است. همچنین نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که این قسمت در زمان مائو تسه تونگ - قبل از انقلاب فرهنگی- و بنا به فشار حزب محلی برای ساخت دیواری که باعث محبوبیتشان در پکن می‌شده، ساخته شده است. اما قبل از اینکه خبر ساخت این دیوار به پکن برسد، انقلاب فرهنگی رخ داده و سازندگان این دیوار قطع به یقین همگی کشته شده‌اند. خب حالا اجازه بدهید ببینیم نظر چینی‌ها درباره این اکتشاف چیست:
"در اوایل کار هیچ دیواری در محل گوبایکو ساخته نشده بود، زیرا در زمان کشمکش‌های دو امپراتوری چین و هان، دیوار بزرگ در شمال سرزمین گوبایکو و با فاصله زیادی از آن بنا شده بود. تنها با روی کار آمدن امپراتوری چی شمالی در سال 555 بود که در کنار دیواری که به طول 5000 لی را از شانچی تا شانگهایگوان ساخته شده بود، دیواری هم در منطقه گوبایکوف بنا شد. البته در آن زمان دیوار ساخته شده دارای ارتفاع کمی بود و از ترکیبی از ماسه و سنگ‌ریزه بنا شده بود. به همین علت از آن دیوار هیچ آثاری به‌جای نمانده است".
  پس معلوم می‌شود که هیچ دیواری در آنجا باقی نمانده بود و بنابراین کسی هم نمی‌توانست دیواری در آن منطقه مشاهده کند. اما این مطالب هنوز مشخص نمی‌کند که آن قسمت از دیوار بعدها در چه سالی ساخته شد و چرا به یک گروهی از متخصصین رده‌بالا نیاز بود تا این دیوار کشف شود (شاید در این مدت گروه متخصصین در حال الگوبرداری از دیوار برای ساخت سایر قسمت‌ها بوده‌اند و تا اتمام کارشان آن را به تأخیر انداخته‌اند؟). همان‌گونه که خوانندگان می‌توانند در ادامه متن ملاحظه کنند، متأسفانه پاسخی به این پرسش‌ها داده نمی‌شود:
"گذرگاه گوبایکو از دوران امپراتوری مینگ به بعد دارای اهمیت استراتژیک شد. گذرگاه گوبیکو همانند گذرگاه یویونگوان دسترسی مهمی را به پکن که پایتخت کشور بود، فراهم می‌کرد. از همین جهت سربازان زیادی برای کار نظارت و محافظت از آن گماشته شده بودند. قسمت‌هایی از دیوار که در منطقه شالینگکو به‌تازگی کشف شده‌اند، در اصل بخشی از گذرگاه گوبایکو را تشکیل می‌داده‌اند" ]ص 40[. بازهم حتی یک کلمه درباره زمان ساخته‌شدن دیوار مطلبی را بیان نمی‌کنند!
من این نمونه را شاهد مطمئنی برای ساخت و سازهایی می‌دانم که در زمان مائو انجام شد. به هیچ عنوان نمی‌توان انجام این کارها را مرمت کردن آثار باستانی دانست. زیرا در غیر این صورت می‌توان ادعا کرد که برای مثال همه خانه‌هایی که در شهر کُلن آلمان ساخته می‌شوند، نوعی مرمت کردن خانه‌هایی هستند که در دوران روم باستان ساخته شده‌اند. نخیر، چینی‌های کمونیست دیوار بزرگ را مرمت نکردند، بلکه قسمت‌های اعظمی از آن را خودشان بنا نموده‌اند.
اما در ذهن انسان‌ها- در حقیقت- بنایی به شکل یک دیوار بسیار طولانی که تمام چین را دربر بگیرد و هزاران کیلومتر طول وسعت داشته باشد، مجسم نشده بود. قلعه‌های نظامی، برج نگهبانی، حصار، دیوارهای کوچک و بزرگ وجود داشت اما هیچ‌گاه یک دیوار بزرگ ساخته نشده بود.
حتی در اواخر قرن 19 میلادی در فرانسه کتاب کوچکی به چاپ رسید که نه‌تنها ثابت می‌کرد این دیوار بزرگ در آن زمان ساخته نشده بود، بلکه پیش از آن تاریخ نیز ساخته نشده بود. عنوان این کتاب عبارت بود از" بروشور عابه لاری" ]12[. خب حالا می‌توانیم یک جمع‌بندی مختصری از نکاتی داشته باشیم که لاری درباره دیوار بزرگ مطرح کرده است:
⦁    دیواری که شرح آن توسط مارتینی و دیگران بیان شده، نه‌تنها وجود ندارد، بلکه هرگز در طول تاریخ ساخته نشده است.
⦁    روزگاری یکی از پادشاهان چینی طرح ساخت دیواری بزرگ را در سر داشت، به‌گونه‌ای که از لئو تانگ شروع‌شده و تا غرب استان کانزو امتداد پیدا کند.
⦁    این طرح هیچ‌گاه عملیاتی نشد، اما باعث شروع گمانه‌زنی‌هایی درباره دیوار بزرگ شد.
⦁    با بررسی مسیر ساخت این دیوار می‌توان قلعه‌هایی را مشاهده کرد که از جنس خشت یا گل پخته شده بوده‌اند. این مطلب نشان می‌دهد که تلاش‌هایی برای ساخت دیوار صورت گرفته است، اما به علت فاصله بیش از حدی که میانشان قرار داشت، هیچ دیواری نتوانسته بود این قلعه‌ها را به هم متصل کند.
⦁    این توضیحات بهترین راهنمایی برای مجسم کردن تصویر درست از دیوار بزرگ کهن است!
... این حقیقتِ دیوار بزرگ بود که دیوار را در ابعاد واقعی‌اش نشان داد! ...

وقتی‌که نویسنده از چینی‌ها درباره دیوار اوانگ لی چانگ چنگ سؤالی را می‌پرسید، همه آن‌ها گمان می‌کردند که این دیوار همان دیوار بزرگ است. دیوار دومی هم که از شمال پکن شروع‌شده و تا غرب گِن امتداد پیدا می‌کرد، از منظر آن‌ها دیوار کم ارتفاعی بیش نبود. از همین جهت دیگر سربازانی برای حفاظت از آن گماشته نمی‌شدند و تنها عده‌ای کوچی از سربازان به‌صورت پراکنده در مسیر دیوار حضور داشتند.
لاری برخلاف نویسندگانی همچون مارتینی اعتقاد دارد که اولاً دیواری همانند چی چه هوانگ لی هرگز ساخته نشده است و دوماً قلعه‌هایی که در راستای این دیوار ساخته شده‌اند، توسط امپراتوری مینگ بنا شده‌اند. به‌خصوص اینکه مارکو پولو در سفرنامه‌اش هیچ اسمی از دیوار چین در شرح سفرهایش نیاورده است. البته امروزه از نوشته‌های مارکو پولو مشخص شده است که وی هرگز در سرزمین چین امروزی نبوده است. با این حال نظر عابه لاری برای ما ارزشمند می‌ماند و اگر وی شواهد بهتری در دست داشت، قطعاً به مارکو پولو استناد نمی‌کرد.

 

تنها کشور فرانسه نبود که در قرن 19 میلادی در آن تردیدهایی نسبت به وجود دیوار بزرگ به وجود آمد. نویسنده‌ای که پیش‌تر به آن اشاره کریم، آ. بوشکوف فرضیاتی را بر مبنای مشاهدات یک روحانی عالی مقام ارتودوکس به نام پی. آی. کافارو بیان کرده است (این روحانی دارای بالاترین مقامی است که یک طلبه ارتودوکس می‌تواند بعد از سالیان درازی به آن نایل شود، وی احتمالاً مسئول یکی از کلیساهای اعظم بوده است). وی در دهه 60 و 70 قرن 18 میلادی سرپرستی مسیونرهای روس ارتودوکس را به عهده داشته است. این روحانی عالی مقام همچنین علاقه زیادی به داستان و افسانه‌هایی داشت که از دیوار بزرگ سخن می‌گفتند. کافارو با مذاکراتی که با تنی چند از مسئولین رده‌بالا داشته بود، توانسته بود حمایت آن‌ها را به خود جلب کند و به کمک آن‌ها چندین سفر طولانی را انجام دهد تا از دیوار چین بازدید کند. اما تلاش‌های وی بی‌ثمر ماند. وی در سفرش به آنجا نتوانست دیواری را مشاهده کند که هم‌تراز با دیواری باشد که 10000 لی وسعت داشته باشد.
وی در منطقه شانشایگوان قسمتی از یک دیوار را شناسایی کرد که طولی در حدود چند صد متر داشت. چینی‌ها آن زمان به کافارو گفته بودند که این دیوار اثر باقی‌مانده از قرن پانزدهم است که دائم بازسازی می‌شود. وی چندین معبد و سپس برج‌هایی اطلاع‌رسانی که با آتش علامت می‌دادند را در مسیر دیوار مشاهده کرد. کافارو همچنین چند دیوار کوتاه خشتی را مشاهده کرد که بین تپه‌ها، قلعه‌های نگهبانی قدیمی و چند عمارت قرار داشتند. اما در مجموع این‌ها چیزی را شبیه به یک دیوار بزرگ تشکیل نمی‌دادند. کافارو در نهایت به این نتیجه رسید که همه چینی‌ها از وجود دیوار بزرگ اطمینان داشتند، اما هیچ‌گاه آن را ندیده‌اند.
وی در کنار رودخانه لاوهه یک دیوار خشتی را پیدا نمود که ساکنین آن محل از آن نه برای مقابله با مغول‌ها، بلکه برای مقابله با دزدان دریایی استفاده می‌کردند. اما بزرگی این دیوار به 10 کیلومتر هم نمی‌رسید. از طرفی هم این دیوار شباهتی با دیواری که از سنگ یا خشت پخته شده ساخته شده باشد، نداشت.
بوشکو در نهایت به وجود دیواری اعتقاد پیدا کرد که در زمان‌های کهن از جنس خشت خام ساخته شده بود و وسعت زیادی نیز در بر می‌گرفت. وی همچنین معتقد بود که روزگاری چنین دیواری در شمال چین بنا شده بود و زمینه‌ساز داستان‌ها و باورهایی شده بود که تا به امروز درباره دیوار بزرگ عنوان می‌کنند. خود چینی‌ها این دیوار این‌گونه توصیف می‌کنند:
" امپراتوری چین حداقل در سرزمین‌های شمال شرقی دیواری را بنا کرده که به نام "لیوتیاو بیان" (به معنی کمربند بید) مشهور شد. هدف از ساخت این دیوار محافظ در برابر حمله عشایر بود- موقعیت دیوار در استان‌های امروزی جیلین و لیاونینگ است- این دیوار از خشت و چوب درخت بید ساخته شده بود که داری یک متر عرض و یک متر ارتفاع بود. در این دیوار به ازای هر 1.5 متر یک درخت بید کاشته می‌شد و با کمک طناب این بیدها به یکدیگر بسته می‌شدند. این کار چیزی را شبیه به حصار ایجاد می‌کرد. قبل از دیوار از بیرون خندق‌هایی عمیق حفر می‌شد که کارکردی محافظتی داشت. در مکان‌هایی هم که دیوار سر راه عبور و مرور ساکنین واقع شده بود، دروازه‌هایی ساخته می‌شد که گروهی از سربازان از آن محافظت می‌کردند. این دیوار چند کارکرد جانبی دیگر نیز داشت، مثلاً مانع ورود حیوانات وحشی به چراگاه‌های اصلی می‌شد، خطر شکار دام‌ها توسط بیگانگان و یا غارت شدن گیاهان گران قیمت را نیز کاهش می‌داد" ]2، ص 21[.
کل مجموعه این دیوار در زبان انگلیسی به "بید پُرچین" شهرت یافته است. در کتاب ]14[ تاریخچه ساخت این مجموعه شرح داده شده است. در ابتدا این دیوار در منطقه منچوری و نواحی مرزی شمالی، شمال شرقی و شمال غربی توسط امپراتوری چین ساخته شد. نمونه‌های اولیه این دیوار در اواسط قرن 15 میلادی ساخته شده بود که پس مدتی نیازمند به تعمیر شده بود. در هنگام طی شدن مراحل تعمیر دیوار، دیوار دیگری در همان منطقه اما در جهت دیگری بنا شد. جنس این دیوار نیز از خشت بود که بافاصله‌های معنی در آن درخت بید کاشته می‌شد. پس قبل از آن چه‌کار می‌کردند؟ اولین پادشاهان سلسله چینگ با دیوار بزرگ چه کردند؟
پادشاهان سلسله مینگ در مکان‌هایی که خطر بیشتری متوجه کشور بود، تعداد دیوارها را به دو یا سه برابر افزایش دادند: " برای حفظ مملکت از حمله مغول‌ها. بعد از قرن 17 میلادی اجازه تخریب دیوار داده شد و ساکنان محلی از خرابه‌های دیوار به‌عنوان معدن سنگ استفاده می‌کردند" ]14، ص 28[.
در دوران آخرین امپراتوری چین که همان چینگ نام داشت (1911-1644)، ظاهراً اهمیت نظامی دیوار از بین رفته بود و تنها به‌عنوان شئ تحسین برانگیزی محسوب می‌شد. اولین بخش از ادعاهای مطرح شده بسیار عجیب به نظر می‌رسد، زیرا چین برای اولین بار در طول تاریخ یک رقیب هم‌تراز با خودش پیدا کرد که منظور امپراتوری روسیه است.
" در زمان امپراتوری چینگ هیچ دیوار جدیدی بنا نشد" ]2، ص 40[. "امپراتوری مینگ آخرین حکومتی بود که اقداماتی در راستای افزایش طول دیوار انجام داد" ]3، ص 13[.
"قسمت‌هایی از دیوار که در پکن ساخته شده‌اند، بیشتر متعلق به دوران حکومت مینگ ها است. این قسمت از استحکام بالایی برخوردار بود زیرا در پکن پایتخت امپراتوری مینگ بود" ]3، ص 16[. ضمناً پکن همچنان به‌عنوان پایتخت در امپراتوری چینگ باقی ماند!
منچورها ساکنان مناطق شمال شرقی چین امروزی بودند که بعدها پایه گذار سلسله چینگ شدند. محل سکونت اولیه آن‌ها بیرون از محدوده دیوار بزرگ بود. پادشاهان سلسله چینگ اکثراً تابستان‌ها به بهانه "بازرسی" از مناطق شمالی به محل سکونت خود باز می‌گشتند تا هم از هوای گرم پایتخت در امان باشند و هم برای اجداد خود قربانی ببرند.
در یکی از تابستان‌ها پادشاهی به نام کانگجی در حال بازگشت از مناطق شمالی به پکن بود. وی قصد داشت تا از شانهایگوان عبور کند و به پکن برسد. برای همین وی می‌بایست از یکی از گذرگاه‌های اصلی دیوار بزرگ عبور کند. یک لشکر سرباز وظیفه حفاظت از این گذرگاه استراتژیک را داشتند، زیرا این گذرگاه از معدود معابری بود که امکان تردد به سمت پایتخت را فراهم می‌کرد. "در اینجا دیوار بزرگ (در اصل منظور تنها یک پادگان نظامی است و سایر قسمت‌های دیوار نقش بخصوصی نداشتند) راه را از شمال به جنوب بسته بودند. هرکس که قصد رفتن به پکن داشت باید حتماً از این گذرگاه عبور می‌کرد".
گروه محافظان پادشاه در ساعت 10 شب به گذرگاه شانهایگوان رسید. اما پیش از رسیدن آن‌ها دروازه گذرگاه بسته‌ شده بود. یکی از محافظان شاه دستور داد تا دروازه را باز کنند. اما نگهبانان از انجام این کار خودداری کردند و بهانه آوردند که از مقامات بالا دستور یافته‌اند تا دروازه را در شب به هیچ عنوان باز نکنند و این کار را نیز بسیار مهم می‌دانستند: "پادشاه دستور داده است که دروازه حتماً در شب بسته بماند، این وظیفه ماست که از دستورت پادشاه اطاعت کنیم". محافظ پاسخ داد: "اما این شخص پادشاه است که از شما می‌خواهد دروازه را بازکنید". بار دیگر نگهبان گفت: "هوا آن‌قدر تاریک است که هرکس می‌تواند ادعا کند که او پادشاه است و این حقه‌ای است که شما سوار کرده‌اید تا دروازه را برایتان باز کنیم".
علیرغم اینکه محافظ این حرف را چند بار تکرار کرد، بازهم به وی اعتنایی نشد و دروازه بسته ماند. گروه محافظان چادری را از وسایل همراه خود بیرون آوردند و شب را تا صبح در مقابل دروازه گذراندند. "فردا صبح دروازه همزمان با روشن شدن هوا سر ساعت همیشگی گشوده شد. وقتی نگهبانان نگاهشان به پادشاه و تیم محافظش افتاد، نفسشان نیز به شماره افتاد: این واقعاً خود پادشاه کانگجی بود. همه سربازان تا حد مرگ ترسیده بودند و با شتاب زیادی تلاش می‌کردند تا به جمع همراهان پادشاه بپیوندند و وی را تا یامن (مرکز حکومت در چین فئودال) بدرقه کنند. در این مدت آن‌ها بارها جلوی پادشاه تعظیم می‌کردند و با صدای بلند "تقاضای عفو بابت اشتباه" پیش آمده می‌کردند. پادشاه از یک طرف بسیار برآشفته بود و از یک طرف بسیار خوشحال". دست آخر پادشاه همه نگهبانان قلعه را یک درجه ارتقای نظامی داد و به هرکدام 100 سکه نقره‌ای بخشید"]12 ص 97-100[. این ماجرا که در حدود سال 1700 رخ داد برای ما تنها از این جهت دارای اهمیت است که نشان می‌دهد، ادعای مطرح شده مبنی بر تخریب دیواری در سال 1644 صحت ندارد.
"بعد از تشکیل امپراتوری چینگ در سال 1644، پادشاه دوم این امپراتوری که همان کانگجی بود، به این نتیجه رسید که توسعه دادن دیوار چیزی به‌جز اتلاف نیروی کار و صرف هزینه بیهوده نیست. با اختراع شدن اسلحه‌هایی که توانایی شلیک داشتند، دیوار دیگر کارکرد دفاعی خود را از دست داده بود. از همین جهت تمامی اقداماتی که برای تعمیر دیوار انجام می‌شد، متوقف شد ]12، ص 7[. اما در عوض در نواحی مرزی دیواری به شکل بید پرچین ساخته شد.
"در دوران امپراتوری چینگ از بعضی از قسمت‌های دیوار قدیمی به‌عنوان معابر گمرکی استفاده می‌شد. هم‌چنین از آن دیوار برای محافظت در برابر شورش‌های احتمالی هم استفاده می‌شد که البته کارایی و اهمیت سابق را نداشت ]2، ص 21[.
"بعد از آنکه چینگ موفق شده بوده به درون کشور نفوذ کند، دیگر کسی برای بازسازی دیوار اقدامی نکرد. زمانی هم که حاکم وقت امپراتوری چینگ، پادشاه کانج یازدهم، از بخش شرقی دیوار چین بازدید کرد، این شعر را سرود:
دیوار در کنار دریا به آخر می‌رسد،
دیواری که مورد ستایش همگان است
زمانی با نیروی فوق‌العاده بشر ساخته شده بود،
اما باز باید دانست که آسمان و زمین در اختیار تو نیست.
پادشاه کانج یازدهم تا این اندازه دیواری را که توسط پادشاه اول امپراتوری چین ساخته شده بود، کوچک می‌شمرد. زیرا علیرغم اینکه برای ساخت دیوار نیروی کار عظیمی به خدمت گماشته شده بود، اما باز پادشاه چین نتوانسته بود از حکومت خود دفاع کند. از همین جهت پادشاه کانج یازدهم تغییر استراتژی داد و تلاش کرد تا سیاست آشتی ملی را در پیش بگیرد. وی با این کار می‌خواست تا بزرگان و افراد طبقه بالای جامعه که در مناطق مغولستان و تبت سکونت داشتند را به طرفداری از خود درآورد. در نهایت وی سعی کرد به‌جای دیوار از انعطاف پذیری مذهب و قدرت روحانی بهره ببرد" ]2، ص 21[.
با این نقل‌قول به مشاهدات خود درباره تاریخ دیوار بزرگ که 3.5 قرن را شامل می‌شد، پایان می‌دهیم. در مقاله دیگری دیوار مینگ را زیر ذره‌بین بررسی خواهیم کرد.
زمانی که به انتهای نگارش این مقاله رسیدم، کتاب ]16[ را کشف کردم. این کتاب حاوی مطالب زیادی است که در تائید نگاه بنده است. تنها تفاوت دیدگاه بنده با نویسنده این کتاب، تردیدی است که بنده نسبت به درست بودن سیر تاریخی چین دارم (البته باید بگویم نه‌تنها کشور چین). بنده معتقدم تاریخ قبل از دوران مینگ شبیه به افسانه است و حتی دوران حکومت مینگ نیز چندان عاری از داستان‌های خیالی نیست. اما برای آقای آرتور والدرون که این کتاب را به‌عنوان رساله دکتری در دانشگاه هاروارد نگاشته بود، تاریخ چین صحیح فرض می‌شد و به بیشتر منابع چینی هم اعتماد داشت.
مسئله‌ای که برایم بسیار جالب بود، اطلاعات قابل‌توجهی است که والدرون از منابع چینی درباره جنگ‌های همسایگان شمالی چین به دست آورده است. وی اطلاعات زیادی درباره ساختمان‌هایی که کارکرد نظامی داشته‌اند، جمع آوری کرده است، اما در هیچ کجا نتوانست اثری از "دیوار بزرگ" پیدا کند. وی حتی با مطالبی مواجه شده بود که وجود این دیوار را از نظر منطقی رد می‌کرد. بعضی از این شواهد نشان می‌دهند که جدا کردن کشور چین از ملت‌های دیگر، با مخالفت مردم چین مواجه می‌شده است.
وی با توضیحاتی که ارائه کرده، نظریه ساخته‌شدن دیوار چین توسط چینی‌های کمونیست را تقویت کرده است. والدرون درباره اپل دنگ جیاوپینگز می‌گوید: " از عشق به وطن باید دیوار چین را دوباره بسازیم". زمانی هم که رهبر کمونیست جدید چین طرحی را در سال 1984 کلید زد که هدفش توسعه دیوار بزرگ بود. در آن زمان دیوار چین در وضعیت اسف‌باری قرار داشت. روزنامه‌های چینی علت وضعیت نامطلوب دیوار را ناشی از فرسایش دیوار در اثر عوامل طبیعی مانند باد و باران عنوان کرده‌اند. آن‌ها اشاره‌ای به این موضوع نکردند که عوامل انقلاب فرهنگی از سنگ‌های دیوار به‌عنوان معدن سنگ برای ساخت خیابان، سد و مواردی از این قبیل بهره می‌بردند.
در اصل قرار بود دیوار به شکلی امتداد پیدا کند که از مکان‌های صعب‌العبور گذر کند. اما انجام این کار با توجه به مصالح زیادی که از دیوار بزرگ برای خیابان سازی و سد سازی به یغما می‌رفت، دیگر امکان پذیر نبود. اما هرگز نباید از یک رقیب سیاسی انتظار یک رفتار عقلانی را داشت! مطالبی در بالا درباره بازسازی دیوار بزرگ در زمان قدرت یافتن کمونیست‌ها مطرح شد و نیز عنوان شد که دیوار بزرگ با استحکامی از گذشته به‌جای مانده است. اما حقیقت این است که تمامی این مطالب، می‌خواهند به شکل موذیانه‌ای وجود دیوار بزرگ را در گذشته ای نه‌چندان دور ثابت کنند.
والدون متوجه این مسئله شد که هیچ تحقیقات علمی‌ای درباره دیوار بزرگ چین وجود ندارد. مسیری هم که دیوار بزرگ در راستای آن ساخته شده است، در منابع مختلف باهم یکسان ذکر نشده‌اند. هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که طول دیوار چقدر بوده است. مواردی از قبیل بزرگی هر قسمت از دیوار، تعداد قلعه‌ها، دروازه‌ها و ساختمان‌های مربوطه نیز مشخص نیست. والدرون از اعداد و ارقامی می‌گوید که اختلاف فاحشی باهم دارند (از مثلاً 1500 مایل تا 30000 مایل). این اعداد درکتاب‌های کمتر شناخته شده و رسمی به گونه های مختلفی قید شده‌اند. هیچ‌گاه دیوار به‌طور کامل اندازه گیری نشده است. حتی نقشه‌های آمریکایی که بر اساس تصاویر ماهواره‌ای طراحی شده‌اند، نیز دارای اشتباهات بزرگی هستند (هیچ کدام از جاسوسان فضایی نمی‌توانند جایگزین مشاهدات میدانی دقیق شوند!).
والدون معتقد است معدود دانشمندانی که به بررسی دیوار پرداخته‌اند و مطالبی را هم درباره دیوار چین نگاشته‌اند، به اصل موضوع وجود دیوار توجهی نکرده‌اند. یعنی نه آن را تشریح کرده‌اند و نه سؤالی درباره‌اش مطرح کرده‌اند. والدون در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تمام آنچه درباره دیوار بزرگ در کتاب‌های اطلاعات عمومی معروف یا متون علمی نگاشته شده‌اند، تنها یک معمای تاریخی را بازگو می‌کنند. این معما با تاریخ حقیقی دیوار یا دیگر بناهای چینی ارتباطی ندارد و تنها یک تصور صوری از حقیقت را بازتاب می‌دهد که بسیار ساده‌انگارانه و عامیانه است.
مهم این است که درک کنیم دیوار با چه نیتی ساخته شده است، چگونه عملیات ساختش انجام شده و چه ابزارهایی در ساختش به کار گرفته‌شده‌اند. تاکنون سعی شد تا قسمت‌هایی از این سؤالات موردبررسی بگیرد. البته امیدواریم در آینده در مقالات دیگری پاسخی برای این پرسش‌ها به دست آوریم. امید است که این مقاله نقشی در اسطوره‌زدایی (حالا هر معنی که می‌خواهد این کلمه داشته باشد) از دیوار بزرگ داشته باشد.

منبع : yrotsih.com

telegram: https://telegram.me/joinchat/BQq0wD19gjiwNqEyJZWBcA

Like
Invalid template file /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php
Responses (2)
  • Accepted Answer

    11 June 2016 ساعت 08:45 - #Permalink
    0

    نکات مهم مقاله بنظر من :

    • داده‌هایی (همچون 7000 هزار سال، 5000 سال پیش یا 2500 سال قبل میلاد مسیح) برای همگان مشخص می‌کند که هیچ پشتوانه علمی دقیقی برای این سال‌ها وجود ندارد
    • بنابراین مورخین چینی می‌خواهند در ذهن ما این تصویر را ایجاد کنند که از همان 3000 سال پیش، ساخت دیوار با نیت بنا کردن دیوار بزرگ چین آغاز شده بود
    • هیچ‌گاه نمی‌توان از دیوار برای محافظت از نواحی مرزی استفاده کرد
    • حقیقت این است که به هیچ عنوان با اطلاعات یکپارچه‌ای مواجه نیستیم و نویسندگان چینی نیز این مسئله را به‌ناچار بیان کرده‌اند
    • حقیقت ماجرا هم این است که بیشتر این داستان‌ها با واقعیت تطابقی ندارند، زیرا که دیوار بزرگ در زمان حکومت چین اول ساخته نشده بلکه تنها 600 سال دارد (و شاید حتی جوان‌تر از این‌ها باشد!)
    • اگر مجموع طول دیوار ساخته شده در تمامی ایالت ها را باهم جمع کنیم، اندازه‌ای به طول 50000 کیلومتر به دست می‌آید (این‌قدر دقیق و بدون هیچ کیلومتر دیگری؟ چه حیف شد!). دیوارهایی که تنها در داخل کشور مغولستان امروزی (یعنی درست وسط دشت‌های مغولستان؟ چرا آنجا؟) احداث شدند، در مجموع 15000 کیلومتر طول داشتند
    • ابتدا از مطرح کردن زمان بسیار دوری که در کتاب‌های تاریخی مرسوم شده و همراه با ابهامات و فاصله‌های زمانی زیادی است، خودداری می‌کنیم
    • برای ما روشن می‌شود که منابع تاریخی موجود برای یک اثر تاریخی عظیمی همچون دیوار چین، چندان مناسب نیستند و نمی‌توانند یک تصویر دقیق و بدون ابهامی را برای ما ترسیم کنند.
    • تا زمانی که از منابع چینی استفاده نکنیم و سیر تاریخی ساخت دیوار را مرحله‌به‌مرحله برایمان مشخص نشود، تمامی حرف‌هایمان درباره دیوار چین از یک فرضیه فراتر نمی‌رود
    • آیا در گذشته دیوار بزرگ، زیبایی امروزی را نداشت و توجه هنرمندان را به خود معطوف نمی‌کرد؟ چرا نقاشان چینی در گذشته تصاویری را از دیوار رسم نکرده‌اند که مشابه عکس‌های امروزی باشد؟
    • در کتاب مصور ]10[ تصاویر بسیار زیبایی ثبت‌شده است که بیشتر آن‌ها یادگار دوران امپراتوری مینگ (1368-1644) و امپراتوری قزینگ (تا سال 1911) هستند که البته تعدادشان‌ هم کم نیست. در میانشان تصاویری از منظره‌های زیبا، دیوارها، قلعه‌ها، خود شهر پکن، دروازه‌ها و دیگر ساختمان‌ها دیده می‌شود. اما هیچ‌گونه تصویری از دیوار بزرگ و قلعه‌هایش ثبت نشده است و حتی قسمتی از آن‌هم در لابه‌لای تصاویر موجود نیست. بنابراین وجود دیوار تا قبل از آن زمان منطقی به نظر نمی‌رسد و ما می‌توانیم دلیلی برای زیر سؤال بردن تاریخ دیوار داشته باشیم. به‌خصوص صحت ادعای مورخان چینی بیش‌ازپیش بحث‌برانگیز می‌شود
    • اولین تصویری که بنده موفق به ثبت آن شدم (در کتاب ]15[ اثر یک نقاش چینی نیست، بلکه نقاش آن یک انگلیسی هنرمند بوده است که در اواسط دهه 19 میلادی این تصویر را از خود به یادگار گذاشته است (ص تصویر 5). بعدها متوجه شدم که این تصویر یک تقلید از روی اثر نویسنده انگلیسی دیگر به نام هنری ویلیام پاریش است که در اواخر قرن 18 میلادی یک سفر اکتشافی به چین داشته است
    • آیا می‌توان این‌گونه برداشت کرد که دیوار چین در گذشته بیشتر برای اروپایی‌ها جذاب بوده تا خود چینی‌ها؟ آیا ممکن است که این علاقه آن‌ها باعث شکل‌گیری معمای دیوار چین شده باشد؟
    • خب تا اینجا فرض می‌کنیم که هنرمندان قدیمی چین به جایگاه دیوار پی نبرده بودند. اما وضعیت عکاسانی که در اواسط قرن 20 میلادی می‌زیستند چگونه بوده است؟
    • خبرنگارانی هم که در چین مشغول فعالیت بودند ازجمله کسانی بودند که از دوربین عکاسی بهره می‌گرفتند. آیا آن‌ها هم تا قبل از جنگ جهانی دوم تصویری از دیوار به ثبت نرساندند؟ بنده شخصاً از همه خوانندگانی که در تلاش برای یافتن این‌گونه عکس‌هایی در کتاب‌های مصور قدیمی باشند، تشکر خواهم کرد. بنده فعلاً می‌توانم این را خدمت شما عرض کنم که در میان ‌همه‌ی کتاب‌هایی که درباره دیوار چین مطالعه کردم، نتوانستم تصاویر قدیمی دیوار را پیدا کنم.
    • در کتاب مصور ]2[ تنها یک تصویر را تحت عنوان " دیوار بزرگ منطقه گوبیکو در 30 سال پیش" یافتم که در آن اشاره شده بود که عکسی بسیار قدیمی است. اما پس از چندی تحقیق متوجه شدم که این عکس متعلق به دوران مائو است. حتی بعضی از تصاویر دیگر (تصاویر شماره 9-10 در ص 10-11) مراحل مرمت دیوار را نشان می‌دهند.
    • در کتاب "روسیه‌ای که هرگز وجود نداشت" (مسکو، سنت پترزبورگ-کراسنوجارسک، 1997) که اثر نویسنده مشهور الکساندر بوشکف است – بوشکف را در روسیه همانند ژرژ سیمنون می‌شناسند که نویسنده پرفروش‌ترین کتاب‌های جنایی روسی است- این فرضیه مطرح شد که دیوار بزرگ چین ابتکار مائو تسه تونگ است و پیش از جنگ جهانی دوم دیوار وجود خارجی نداشته و مردم آن را تنها در ذهن خود داشتند.
    • در سال 1957 (تاریخش را خودم مشخص کردم) اولین قسمت از دیوار بزرگ در منطقه بادالینگ بازسازی شد. با افزایش یافتن تعداد گردشگران قسمت‌هایی دیگر از دیوار بزرگ در مناطق موتیانیو، سیمارای، جین شالینگ، شانهای گوان و... نیز مرمت شد
    • کتاب‌های راهنمای سفر چینی، گردشگران را تشویق به بازدید از چند قسمت دیگر از دیوار می‌کند که همگی بازسازی‌شده‌اند
    • ازجمله دلایلی که فرضیه ساخته‌شدن دیوار را در زمان حکومت کمونیستی تائید می‌کند، نقش تبلیغاتی است که این دیوار در راستای اهداف نظام کمونیستی داشته است: "در چین دیوار را به‌عنوان نماد روح ملی می‌دانند که هیچ‌گاه شکست نمی‌خورد
    • در سال 1949 دوران صدساله اشغال گری و ظلم قدرت‌های خارجی به اتمام رسید و تمام دنیا شاهد سر برافراختن دیواری بزرگ در شرق دنیا بودند (شاید هم بالاخره تلاشی برای ساخت دیوار بزرگ به‌صورت فیزیکی صورت گرفت تا دیگر از حالت ذهنی تبدیل به حالت عینی شود؟
    • به‌خوبی مشخص می‌شود که قسمت‌هایی که به‌تازگی مرمت شده‌اند، بیشتر به نمایش گذاشته شده‌اند. مقصود از این کار را می‌توان این‌گونه بیان کرد که آن‌ها می‌خواهند دیوار را در وضعیتی نشان دهند که هم هزاران کیلومتر طول دارد و هم در وضعیت ظاهری سالم و مناسبی به سر می‌برد.
    • اگر به همان محدود تصاویری که نشان‌دهنده وضعیت دیوار در قبل از مرمتشان هستند رجوع کنیم، معلوم می‌شود که حداقل بعضی از قسمت‌های به‌اصطلاح "دیوار" تنها ویرانه‌ای از قلعه‌ها و برج‌های قدیمی است که هیچ ارتباطی هم با یک مجموعه بزرگ و عظیم ندارد
    • بنده تنها به این نتیجه می‌رسم که این قسمت تا قبل از دوران مائوسته وجود نداشته است. همچنین نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که این قسمت در زمان مائو تسه تونگ - قبل از انقلاب فرهنگی- و بنا به فشار حزب محلی برای ساخت دیواری که باعث محبوبیتشان در پکن می‌شده، ساخته شده است. اما قبل از اینکه خبر ساخت این دیوار به پکن برسد، انقلاب فرهنگی رخ داده و سازندگان این دیوار قطع به یقین همگی کشته شده‌اند.
    • به هیچ عنوان نمی‌توان انجام این کارها را مرمت کردن آثار باستانی دانست. زیرا در غیر این صورت می‌توان ادعا کرد که برای مثال همه خانه‌هایی که در شهر کُلن آلمان ساخته می‌شوند، نوعی مرمت کردن خانه‌هایی هستند که در دوران روم باستان ساخته شده‌اند. نخیر، چینی‌های کمونیست دیوار بزرگ را مرمت نکردند، بلکه قسمت‌های اعظمی از آن را خودشان بنا نموده‌اند.
    • قلعه‌های نظامی، برج نگهبانی، حصار، دیوارهای کوچک و بزرگ وجود داشت اما هیچ‌گاه یک دیوار بزرگ ساخته نشده بود
    • به‌خصوص اینکه مارکو پولو در سفرنامه‌اش هیچ اسمی از دیوار چین در شرح سفرهایش نیاورده است. البته امروزه از نوشته‌های مارکو پولو مشخص شده است که وی هرگز در سرزمین چین امروزی نبوده است.
    • کافارو در نهایت به این نتیجه رسید که همه چینی‌ها از وجود دیوار بزرگ اطمینان داشتند، اما هیچ‌گاه آن را ندیده‌اند.
    • بنده معتقدم تاریخ قبل از دوران مینگ شبیه به افسانه است و حتی دوران حکومت مینگ نیز چندان عاری از داستان‌های خیالی نیست.
    • والدون متوجه این مسئله شد که هیچ تحقیقات علمی‌ای درباره دیوار بزرگ چین وجود ندارد. مسیری هم که دیوار بزرگ در راستای آن ساخته شده است، در منابع مختلف باهم یکسان ذکر نشده‌اند. هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که طول دیوار چقدر بوده است. مواردی از قبیل بزرگی هر قسمت از دیوار، تعداد قلعه‌ها، دروازه‌ها و ساختمان‌های مربوطه نیز مشخص نیست. والدرون از اعداد و ارقامی می‌گوید که اختلاف فاحشی باهم دارند (از مثلاً 1500 مایل تا 30000 مایل)
    • این معما با تاریخ حقیقی دیوار یا دیگر بناهای چینی ارتباطی ندارد و تنها یک تصور صوری از حقیقت را بازتاب می‌دهد که بسیار ساده‌انگارانه و عامیانه است.

     

    مقاله بسیار عالی بود فقط باید برروی علت ساخت و اهداف آن بیشتر بحث میکرد و حتی اگر شده مثالهایی از کشورهای دیگر هم میزد مخصوصا کشورهایی که تحت حاکمیت کمونیسم بوده اند و برای تقویت حس میهن دوستی و ... نیاز به برافراشتن چنین بناهایی داشته اند .

    در مجموع مقاله بسیار خوبی بود و من از گروه پژوهشی ایروتسی و خودم کمال سپاس را دارم

    Like
    Invalid template file /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php
    The reply is currently minimized Show
  • Accepted Answer

    11 June 2016 ساعت 08:47 - #Permalink
    0

    نکات مهم مقاله بنظر من:

    • داده‌هایی (همچون 7000 هزار سال، 5000 سال پیش یا 2500 سال قبل میلاد مسیح) برای همگان مشخص می‌کند که هیچ پشتوانه علمی دقیقی برای این سال‌ها وجود ندارد
    • بنابراین مورخین چینی می‌خواهند در ذهن ما این تصویر را ایجاد کنند که از همان 3000 سال پیش، ساخت دیوار با نیت بنا کردن دیوار بزرگ چین آغاز شده بود
    • هیچ‌گاه نمی‌توان از دیوار برای محافظت از نواحی مرزی استفاده کرد
    • حقیقت این است که به هیچ عنوان با اطلاعات یکپارچه‌ای مواجه نیستیم و نویسندگان چینی نیز این مسئله را به‌ناچار بیان کرده‌اند
    • حقیقت ماجرا هم این است که بیشتر این داستان‌ها با واقعیت تطابقی ندارند، زیرا که دیوار بزرگ در زمان حکومت چین اول ساخته نشده بلکه تنها 600 سال دارد (و شاید حتی جوان‌تر از این‌ها باشد!)
    • اگر مجموع طول دیوار ساخته شده در تمامی ایالت ها را باهم جمع کنیم، اندازه‌ای به طول 50000 کیلومتر به دست می‌آید (این‌قدر دقیق و بدون هیچ کیلومتر دیگری؟ چه حیف شد!). دیوارهایی که تنها در داخل کشور مغولستان امروزی (یعنی درست وسط دشت‌های مغولستان؟ چرا آنجا؟) احداث شدند، در مجموع 15000 کیلومتر طول داشتند
    • ابتدا از مطرح کردن زمان بسیار دوری که در کتاب‌های تاریخی مرسوم شده و همراه با ابهامات و فاصله‌های زمانی زیادی است، خودداری می‌کنیم
    • برای ما روشن می‌شود که منابع تاریخی موجود برای یک اثر تاریخی عظیمی همچون دیوار چین، چندان مناسب نیستند و نمی‌توانند یک تصویر دقیق و بدون ابهامی را برای ما ترسیم کنند.
    • تا زمانی که از منابع چینی استفاده نکنیم و سیر تاریخی ساخت دیوار را مرحله‌به‌مرحله برایمان مشخص نشود، تمامی حرف‌هایمان درباره دیوار چین از یک فرضیه فراتر نمی‌رود
    • آیا در گذشته دیوار بزرگ، زیبایی امروزی را نداشت و توجه هنرمندان را به خود معطوف نمی‌کرد؟ چرا نقاشان چینی در گذشته تصاویری را از دیوار رسم نکرده‌اند که مشابه عکس‌های امروزی باشد؟
    • در کتاب مصور ]10[ تصاویر بسیار زیبایی ثبت‌شده است که بیشتر آن‌ها یادگار دوران امپراتوری مینگ (1368-1644) و امپراتوری قزینگ (تا سال 1911) هستند که البته تعدادشان‌ هم کم نیست. در میانشان تصاویری از منظره‌های زیبا، دیوارها، قلعه‌ها، خود شهر پکن، دروازه‌ها و دیگر ساختمان‌ها دیده می‌شود. اما هیچ‌گونه تصویری از دیوار بزرگ و قلعه‌هایش ثبت نشده است و حتی قسمتی از آن‌هم در لابه‌لای تصاویر موجود نیست. بنابراین وجود دیوار تا قبل از آن زمان منطقی به نظر نمی‌رسد و ما می‌توانیم دلیلی برای زیر سؤال بردن تاریخ دیوار داشته باشیم. به‌خصوص صحت ادعای مورخان چینی بیش‌ازپیش بحث‌برانگیز می‌شود
    • اولین تصویری که بنده موفق به ثبت آن شدم (در کتاب ]15[ اثر یک نقاش چینی نیست، بلکه نقاش آن یک انگلیسی هنرمند بوده است که در اواسط دهه 19 میلادی این تصویر را از خود به یادگار گذاشته است (ص تصویر 5). بعدها متوجه شدم که این تصویر یک تقلید از روی اثر نویسنده انگلیسی دیگر به نام هنری ویلیام پاریش است که در اواخر قرن 18 میلادی یک سفر اکتشافی به چین داشته است
    • آیا می‌توان این‌گونه برداشت کرد که دیوار چین در گذشته بیشتر برای اروپایی‌ها جذاب بوده تا خود چینی‌ها؟ آیا ممکن است که این علاقه آن‌ها باعث شکل‌گیری معمای دیوار چین شده باشد؟
    • خب تا اینجا فرض می‌کنیم که هنرمندان قدیمی چین به جایگاه دیوار پی نبرده بودند. اما وضعیت عکاسانی که در اواسط قرن 20 میلادی می‌زیستند چگونه بوده است؟
    • خبرنگارانی هم که در چین مشغول فعالیت بودند ازجمله کسانی بودند که از دوربین عکاسی بهره می‌گرفتند. آیا آن‌ها هم تا قبل از جنگ جهانی دوم تصویری از دیوار به ثبت نرساندند؟ بنده شخصاً از همه خوانندگانی که در تلاش برای یافتن این‌گونه عکس‌هایی در کتاب‌های مصور قدیمی باشند، تشکر خواهم کرد. بنده فعلاً می‌توانم این را خدمت شما عرض کنم که در میان ‌همه‌ی کتاب‌هایی که درباره دیوار چین مطالعه کردم، نتوانستم تصاویر قدیمی دیوار را پیدا کنم.
    • در کتاب مصور ]2[ تنها یک تصویر را تحت عنوان " دیوار بزرگ منطقه گوبیکو در 30 سال پیش" یافتم که در آن اشاره شده بود که عکسی بسیار قدیمی است. اما پس از چندی تحقیق متوجه شدم که این عکس متعلق به دوران مائو است. حتی بعضی از تصاویر دیگر (تصاویر شماره 9-10 در ص 10-11) مراحل مرمت دیوار را نشان می‌دهند.
    • در کتاب "روسیه‌ای که هرگز وجود نداشت" (مسکو، سنت پترزبورگ-کراسنوجارسک، 1997) که اثر نویسنده مشهور الکساندر بوشکف است – بوشکف را در روسیه همانند ژرژ سیمنون می‌شناسند که نویسنده پرفروش‌ترین کتاب‌های جنایی روسی است- این فرضیه مطرح شد که دیوار بزرگ چین ابتکار مائو تسه تونگ است و پیش از جنگ جهانی دوم دیوار وجود خارجی نداشته و مردم آن را تنها در ذهن خود داشتند.
    • در سال 1957 (تاریخش را خودم مشخص کردم) اولین قسمت از دیوار بزرگ در منطقه بادالینگ بازسازی شد. با افزایش یافتن تعداد گردشگران قسمت‌هایی دیگر از دیوار بزرگ در مناطق موتیانیو، سیمارای، جین شالینگ، شانهای گوان و... نیز مرمت شد
    • کتاب‌های راهنمای سفر چینی، گردشگران را تشویق به بازدید از چند قسمت دیگر از دیوار می‌کند که همگی بازسازی‌شده‌اند
    • ازجمله دلایلی که فرضیه ساخته‌شدن دیوار را در زمان حکومت کمونیستی تائید می‌کند، نقش تبلیغاتی است که این دیوار در راستای اهداف نظام کمونیستی داشته است: "در چین دیوار را به‌عنوان نماد روح ملی می‌دانند که هیچ‌گاه شکست نمی‌خورد
    • در سال 1949 دوران صدساله اشغال گری و ظلم قدرت‌های خارجی به اتمام رسید و تمام دنیا شاهد سر برافراختن دیواری بزرگ در شرق دنیا بودند (شاید هم بالاخره تلاشی برای ساخت دیوار بزرگ به‌صورت فیزیکی صورت گرفت تا دیگر از حالت ذهنی تبدیل به حالت عینی شود؟
    • به‌خوبی مشخص می‌شود که قسمت‌هایی که به‌تازگی مرمت شده‌اند، بیشتر به نمایش گذاشته شده‌اند. مقصود از این کار را می‌توان این‌گونه بیان کرد که آن‌ها می‌خواهند دیوار را در وضعیتی نشان دهند که هم هزاران کیلومتر طول دارد و هم در وضعیت ظاهری سالم و مناسبی به سر می‌برد.
    • اگر به همان محدود تصاویری که نشان‌دهنده وضعیت دیوار در قبل از مرمتشان هستند رجوع کنیم، معلوم می‌شود که حداقل بعضی از قسمت‌های به‌اصطلاح "دیوار" تنها ویرانه‌ای از قلعه‌ها و برج‌های قدیمی است که هیچ ارتباطی هم با یک مجموعه بزرگ و عظیم ندارد
    • بنده تنها به این نتیجه می‌رسم که این قسمت تا قبل از دوران مائوسته وجود نداشته است. همچنین نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که این قسمت در زمان مائو تسه تونگ - قبل از انقلاب فرهنگی- و بنا به فشار حزب محلی برای ساخت دیواری که باعث محبوبیتشان در پکن می‌شده، ساخته شده است. اما قبل از اینکه خبر ساخت این دیوار به پکن برسد، انقلاب فرهنگی رخ داده و سازندگان این دیوار قطع به یقین همگی کشته شده‌اند.
    • به هیچ عنوان نمی‌توان انجام این کارها را مرمت کردن آثار باستانی دانست. زیرا در غیر این صورت می‌توان ادعا کرد که برای مثال همه خانه‌هایی که در شهر کُلن آلمان ساخته می‌شوند، نوعی مرمت کردن خانه‌هایی هستند که در دوران روم باستان ساخته شده‌اند. نخیر، چینی‌های کمونیست دیوار بزرگ را مرمت نکردند، بلکه قسمت‌های اعظمی از آن را خودشان بنا نموده‌اند.
    • قلعه‌های نظامی، برج نگهبانی، حصار، دیوارهای کوچک و بزرگ وجود داشت اما هیچ‌گاه یک دیوار بزرگ ساخته نشده بود
    • به‌خصوص اینکه مارکو پولو در سفرنامه‌اش هیچ اسمی از دیوار چین در شرح سفرهایش نیاورده است. البته امروزه از نوشته‌های مارکو پولو مشخص شده است که وی هرگز در سرزمین چین امروزی نبوده است.
    • کافارو در نهایت به این نتیجه رسید که همه چینی‌ها از وجود دیوار بزرگ اطمینان داشتند، اما هیچ‌گاه آن را ندیده‌اند.
    • بنده معتقدم تاریخ قبل از دوران مینگ شبیه به افسانه است و حتی دوران حکومت مینگ نیز چندان عاری از داستان‌های خیالی نیست.
    • والدون متوجه این مسئله شد که هیچ تحقیقات علمی‌ای درباره دیوار بزرگ چین وجود ندارد. مسیری هم که دیوار بزرگ در راستای آن ساخته شده است، در منابع مختلف باهم یکسان ذکر نشده‌اند. هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که طول دیوار چقدر بوده است. مواردی از قبیل بزرگی هر قسمت از دیوار، تعداد قلعه‌ها، دروازه‌ها و ساختمان‌های مربوطه نیز مشخص نیست. والدرون از اعداد و ارقامی می‌گوید که اختلاف فاحشی باهم دارند (از مثلاً 1500 مایل تا 30000 مایل)
    • این معما با تاریخ حقیقی دیوار یا دیگر بناهای چینی ارتباطی ندارد و تنها یک تصور صوری از حقیقت را بازتاب می‌دهد که بسیار ساده‌انگارانه و عامیانه است.

     

    مقاله بسیار عالی بود فقط باید برروی علت ساخت و اهداف آن بیشتر بحث میکرد و حتی اگر شده مثالهایی از کشورهای دیگر هم میزد مخصوصا کشورهایی که تحت حاکمیت کمونیسم بوده اند و برای تقویت حس میهن دوستی و ... نیاز به برافراشتن چنین بناهایی داشته اند .

    در مجموع مقاله بسیار خوبی بود و من از گروه پژوهشی ایروتسی و خودم کمال سپاس را دارم

    Like
    Invalid template file /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php
    The reply is currently minimized Show
Your Reply

Specify a password to lock discussions to only users who has the password.

You may add additional URLs that you would like to include in your post.

Add URL
Go to top