YЯOTƧIH

0

ارائه شده توسط  : هیات تحریریه وبسایت yrotsih.com

(توجه: این مقاله برای اولین بار در ایران منتشر میشود. هیات علمی وبسایت ایروتسی امیدوار است بدین وسیله بتواند برای نخستین بار منتقدان کرنولوژی موجود تاریخی در دنیا را معرفی و  کانونی برای ارتباط پژوهشگران این حوزه در سراسر جهان باشد .از دوستانی که علاقه مند به اشتراک مقالات ترجمه شده توسط این وبسایت هستند خواهشمندیم اینکار را با رعایت امانتداری انجام داده و منبع مقاله را با ذکر این وبسایت به خواننده اعلام کنند. ضمنا گروه تلگرامی ایروتسی به آدرس "https://telegram.me/joinchat/BQq0wD19gjiwNqEyJZWBcA" دایر میباشد که علاقه مندان میتوانند با پیوستن به آن در جریان برنامه ها ی "بنیاد ایروتسی" قرار گرفته و مشارکت داشته باشند.)

 

دروغی که بزرگ شد
با ترجمه سلمان سهیلی
بزودیروانه  بازار می گردد

توجه: همانطور که قبلا وعده داده بودیم کتاب دروغی که بزرگ شد توسط دوست گرانقدر و همراه قدیمی مان جناب آقای سلمان سهیلی ترجمه شده . با توجه به اینکه در طول این چند سال با مترجمین بسیاری از زبان های مختلف  کار کرده ام  باید اعتراف کنم جناب آقای سهیلی یکی از بهترین مترجمینی است که  میتوانست این کتاب را به سرانجام برساند. از دوجهت ترجمه کتاب توسط ایشان اتفاق مبارکی بود. اول اینکه جناب سهیلی علیرغم تخصص و تسلط بسیار  عالی نسبت به ترجمه متون انگلیسی،  در زمینه زبان شناسی  هم تخصص کافی داشته و بدین ترتیب  این کتاب که حتما نیاز داشت برای برخی از واژه های کلیدیش اصطلاحات خاص ساخته شود حضور  چنین فردی بسیار مهم بود . دوم اینکه خود جناب سهیلی از پژوهشگران حوزه تردید در تاریخ و از یاران قدیمی بنیان اندیشی می باشند و به این ترتیب دقیقا متوجه موضوع کتاب و ترجمه مناسب آن بودند .  هر چند نسخه اصلی کتاب مشغول گرفتن مجوز و آماده شدن برای نشر است ولی  با مشورت  خود ایشان تصمیم گرفتیم به تدریج بخش های کتاب را با علاقه مندان به اشتراک بگذاریم . فقط توجه داشته باشید که طبیعتا نسخه پایانی که شامل اصطلاحات کلیدی فارسی است، پاورقی ها و نسخه  ویراستاری شده کتاب بعد از چاپ خدمت دوستان ارائه خواهد شد. امیدواریم  این کتاب ارزشمند  مورد توجه پژوهشگران کاوشگر قرار بگیرد .

 

 

دروغی که بزرگ شد
جعل فرهنگ های باستانی شرق نزدیک
اُسکار وایت موسکارلا

 


ترجمه : سلمان سهیلی

این اثر را به چند نفر تقدیم می کنم.به اَندرو کارنِگی به خاطر کتابخانه هایش ،به خانم جونز  نخستین و بهترین کتابدار خودم ، و نیز به ناب ترین دوستان ، کلیو ، نِلی داگ ، لِیسی و چارلی کَت .
همچنین مایلم از افرادی که به انحاء مختلف من را یاری کردند تا به اهدافی که برای خود ترسیم کرده بودم برسم  تشکر کنم . برخی از متصدیان موزه ها و دیگر افرادی مرتبط با موزه ها و کلکسیون های مختلف در تامین اطلاعات و تصاویر با من همکاری کرده اند . از میان ایشان : آنا آدامز ، مارگارت بیرز ، ، پی بول ، اِلی بورووسکی ، ، آدریانا کالینسکو ، آنی کاووبت ، برنارد داوِزاک ، رِنی دریفوس ، روبرت کوهون ، سیدنی اِم گُلدشتاین ، ماری گروئِل ، آن سی گونتر ، آدریانِ جِسکِ، ای کلِنگِل ، آریلِ کوزلوف ، کریستن لنا بورگ ،گلِن مارکو،ا.میلِر، پ.ر.س مورِی، اوتو نِلسون، جِیمز  رومانو ، ویلیام جِی رَثبون، ج  ریِدِرِر، ایرِنِه رافتن ، کِوین اسمیث ،اَن تِرنباخ ، نَنسی ثوماس ، سارا وِنت وُرث، پاتریشا جِی وایتسایدز، کارِن اِل ویلسون ، ریچارد زِتلِر ، استِفِن زووِرن .
دیگرانی که عزیزترین دوستان من هستند ، هنگامی که از رفتارهای فاضلانه رایج در محیط پژوهشی و یا وسعت مسائل پیش رو ، و یا مشکلات نشر و غیره سرخورده می شدم ، به من روحیه داده و تشویقم می کردند. از جمله این دیگران ، دَفنی اِکیلیس ، لوری اشنایدِر اَدِمز، اَن گویینان ، استِفِن جِی هایمَن ، دونا سِلدین جَنیس ،اولریکه لو ، گرِیس فریید موسکارلا، لیلی نَتیجه هاشِم و الیزابت سیمپسون هستند.

 

مقدمه و طرح مسئله
فرهنگ جعل اسناد
برای فهم مسئله جعل سند باید فرهنگ جعل اسناد را درک کرد . کاتالوگ مجعولات حاضر در این رساله ، داده های لازم درباره وجود جعلیات  آشکار و بی پرده ،اطلاعات مربوط به ظهور و گسترش اولیه آنها از سوی بازارها و بالاخره پذیرش آنها توسط جوامع باستان شناسیک و تاریخ  پژوهی را فراهم می کند . اما بررسی و تحقیق بر روی این داده ها معادل انجام آزمایش بر روی  آثار و اشیاء ناقصِ یافته شده در سطح یک تپه است ؛ تکه پاره هایی که آگاهی به مُحاق رفته و پنهان بشر سر به سر آنها می گذارد و آنها را به بازی می گیرد. انجام آنچه که حفاری های باستان شناسیک نامیده می شود در زیر این سطح فرهنگی مشکل است . هیچ اعانه مالی برای انجام این فعالیت ها اهدا نمی شود . کمتر دانشجویی می داند که چطور و از کجا شروع کند و در واقع هیچکس ترغیب به انجام این کار هم نمی شود . گزارشی که در پی می آید محصول بررسی های یک محقق (حفار) بر پایه دانش و تجربه ای شخصی است . شناسایی ها و برآوردها در سایت ها و مقرهای باستانی متعددی صورت گرفته است . اما دسترسی به بقیه مقرها غیر ممکن بود و برخی اوقات تنها انجام یک گمانه زنی میسر بود .بنابراین اطلاعات به اشتراک گذاشته شده در اینجا مدعی توصیف قطعی فرهنگ مذکور نیست . تنها کمی بیش از ابتدای مسیر پیموده شده است . محققین دیگر که کند و کاو های خود را انجام می دهند هم به همین اطلاعات و شواهد فرهنگی مذکور در این رساله دست خواهند یافت ، اما یقینا آنها به جزئیات جدید و دستکاری شده ای نیز برخورد خواهند کرد ؛اطلاعاتی بیشتر برای مستند ساختن حضور اقتصاد جهانی در باستانشناسی  .
واقعیت و ساختار بیرونی فرهنگ جعل و همینطور هویت برخی از اهالی و مالکان این فرهنگ ، تا حدودی از خلال شواهد ارائه شده در رساله کنونی قابل تشخیص است . البته وجود یک نظام مخفی متشکل از افراد تصمیم گیرنده پشت پرده که واجد قدرت مالی و سیاسی کنترل اطلاعات ، مردم و نهادها هستند ، به راحتی از روی شواهد مذکور قابل تشخیص نیست . از همین ابتدای امر باید بدانیم که اگرچه فرهنگ جعل اسناد و فرهنگ کلکسیون سازی ممکن است به لحاظ نظری مجزا ازهم پنداشته شود ، اما محیط وقوع و دست اندرکاران آن دو مشترکند . فرهنگ جعل اسناد ، لایه لایه و چند رویه است . این فرهنگ دارای یک نظام خویشاوندی ، ساختار سلسله مراتبی ، نظام تبادل هدیه ، نظام قضایی ، زبان مرموز ، قضات و هیئات منصفه (که اغلب یکی اند) و نیروی پلیس است . واجدین این فرهنگ متشکل از پروفسورها ، متصدیان موزه ها ، دانشمندان ، مقامات و هیئات منصفه موزه ها ، دلالان ، قاچاقچیان ، کارمندان ارشد حراج خانه ها ، کلکسیونرها و جعالان است . یک فرهنگ پادشاه مآب که دیگر فرهنگ های قانونی تر را استعمار می کند و دانشمندان ، دانشجویان و عامه مردم را به درون قلمرو خود می کشاند . این فرهنگ ، یک جغرافیای گسترده فیزیکی را کنترل می کند ولی فاقد هرگونه جغرافیای اخلاقی است. گرامیداشت روح حاکم بر اعمال این فرهنگ حاکی از این است که بسیاری از کسانی که در این فعالیت های فرهنگی شرکت می کنند درواقع ستون پنجم حوزه باستانشناسی هستند . افراد عامل در این فضا ، چه عامدانه و چه رفاقتی ( مثلا به خاطر پرستیژ ، قدرت و پشتیبانی مالی اعطا شده ) و بعضا از سر ترس ( مثلا از دست دادن شغل و یا توجه و پشتیبانی کسی ) و دیگرانی که بیگناه و نادان اند و نمی دانند که نقش مهمی در کمک به پا گرفتن این فرهنگ می کنند از جمله افراد حاضر در ستون پنجم هستند .
اگر چه راز نهفته در این موضوع ، شخصیت پنهان بازیگران پشت صحنه این فرهنگ و فنون و اقدامات کلیدی این "بازی بزرگ" آحاد افراد را از حصول آگاهی کافی (این مسائل نیاز به تحقیق تمام وقت توسط یک مردم شناس  دارد) باز می دارد  ولی اطلاعات در مورد ابعاد و مختصات  آن پس از تشخیص اقدامات تعریف کننده کار، قابل دستیابی است . مجراها و محرک های متنوعی این فرهنگ را رسوا می کنند اما خود این فرهنگ هم قوانین نظام مندی دارد . این قوانین را می توان در یک جمله خلاصه کرد :  از تمامی راه بُرد های مناسب استفاده کن تا هرگونه بحث و افشاگری درمورد سیاست های تصاحب غنایم هنری و نیز وجود جعل اسناد را مختل کنی  .
زمانی که موزه داران و صاحبان کلکسیون ها در می یابند که یک اثر مجعول را خریده اند عصبانی می شوند . چرا که رَکَب خورده اند . اما علت دقیق تر آن این است که جنایتی که ایشان انتظار داشتند رخ بدهد اتفاق نیافتاده است (البته اگر زرنگ باشند ، این کلاه برداری را بعنوان یک ریسک عادی در کار "نجات آثار هنری" می پذیرند ) .جنایت اصلی که آنها خود مدیریت کرده اند غارت اشیاء باستانی (آثار هنری ) از یک سایت و مقر باستان شناسی است که بدینوسیله حذف شده است : دزدی از یک کشور مبدا ، قاچاق و پرداخت رشوه . خریداران ، اعتراض می کنند که آنها با "نیت پاک" این اشیاء را خریده اند : خرید این اشیاء معمولا در آگهی های روزنامه های کم فروش اما شناخته شده توسط همه دلالان ، موزه ها ، حراج خانه ها و کلکسیون داران رخ می دهد . این حاکی از ضمانت انجام موفقیت آمیز تاراج ، دزدی ، رشوه ، قاچاق  و نیز لاپوشانی ردپای کل عملیات است که اهمیت این مورد اخیر با بقیه مراحل کار برابر است . هر گاه خریدار نتواند به تخریب یک مقر باستانی ترتیب اثر دهد و دلال به دروغ به او گفته باشد که یک مقر باستانی دست نخورده را تحت عنوان یک سندِ مجعولِ غارت نشده به او فروخته است ، قرارداد ضمنی هم منسوخ می شود . این هم از "نیت پاک" یک جنتلمن مال خَر . اما یک خریدار به محض فریب خوردن ،مقید به حفظ اسرار است و در تلاش برای تحقق این امر از همکاری فرهنگ جعل اسناد برخوردار است .
فرهنگ جعل اسناد، مجموعه ای خود انقیاد می آفریند که اطلاعات آن تنها در منابع زیرزمینی
 یافت می شود ، مگر زمانهایی که زمزمه های گهگاهیِ سامیزداتی به گوش برسد.اگر بر روی فرهنگ جعل اسناد بررسی های چند منطقه ای انجام دهیم ، به نتایجی هولناک دست خواهیم یافت که برخی از آنها بدین شرح اند :
-مدیر یک موزه ، یکی از کارمندان ارشد خود را از انتشار یک مجعوله که قبلا اصل معرفی شده بود بازداشت . این شیء حتی در مالکیت موزه هم نبود بلکه جزو اموال یک دلال بود که به نهاد مذکور پول و اشیاء دیگر اعطا می کند . به این کارمند دستور داده شد که آن را منتشر نکند و از او پرسیده شد :"چرا اینقدر این مسئله برای تو مهم است ؟ واقعا این قضیه تا این حد اهمیت دارد ؟" ( این شیء منتشر شد) .
-برخی موزه ها ( من چندتا از آنها را بطور ویژه می شناسم ) از معتمدین و شهروندان متمول هدایایی قبول می کنند که خود می دانند مجعول است . برخی اوقات مدیریت موزه از ارزش واقعی اثر آگاه است. برخی اوقات متصدی موزه اطلاعات را محرمانه نگاه میدارد [مدیر خبر ندارد] . این هدایا ممکن است به نمایش گذاشته شده و یا در انبار ، بی استفاده بماند و مسئولین موزه به مامورین مالیات خبر ندهند که قیمت کلی آن اثر هنری اصیل و قدیمی مشمول کاهش مالیات شده است. آنها خشمگینانه این عمل را با این اظهار نظر که این امر کاملا عُرفی و قانونی است ، توجیه می کنند . آنها حتی کارشناسان و دانشگاهیان و یا عامه مردم را از این حقیقت که مالک آن مجعولات هستند با خبر نمی کنند . این سکوت ، از آدم های "مهم" که موزه ها به ادامه حمایت شان از موزه امیدوارند محافظت می کند و نیز به همان میزان از گریختن و فاصله گرفتن اهداکنندگان بالقوه از موزه نیزجلوگیری می کند .
-در مواردی نادر یک متصدی موزه ، مدیریت را از مجعول بودن یک شیء و لزوم حذف آن از نمایشگاه موزه با خبر می کند . مدیر خشمگین ، دستور ابقای شیء مذکور در محل را می دهد و یادآور می کند که رییس، اوست . اوست که تصمیم می گیرد چه چیزی در موزه اش به نمایش گذاشته شود .او همچنین برشهرت خود بعنوان یک مدیر زیرک تاکید می کند . مدیری که آگاهی و نیز کنترل او بر باید و نباید نمایش اسناد هرگز محل سوال نیست .
-متصدیان موزه از حذف یک شیء  -که به جعلی بودنش آگاهند- از نمایشگاه سرباز می زنند ، چرا که باید به اسلاف خود (به کارگمارندگان خود متصدیان) ، به نهاد آمر ، به ثروت مالک مجعولات، ویا به منفعت خودشان یعنی دریافت پشتیبانی نهاد مذکور ، وفادار بمانند .
-برخی متصدیان موزه ها نیز از حذف مجعولات از نمایشگاه موزه سرباز زده اند چرا که باور داشته اند که نمی توانند مدیریت را به منظور پشتیبانی از آنها و یا بخش تحت نظر شان و یا موقعیت شغلی شان و یا هردو توجیه و قانع کنند .
-فایل های موزه ای که اطلاعات یک شی ء مجعول مشخص خریداری شده و یا واگذار شده با قباله  را ثبت می کنند حاوی یاداشت های محرمانه ای هستند که اظهارکننده یکی یا تمام موارد زیر است : " هیچ کس اجازه انجام آزمایش بر روی آن را ندارد ؛در صورت ذکر سن دقیق اثر هیچکس اجازه عکسبرداری از آن را ندارد ؛هیچ مرجعی حق اظهار جعلی بودن این اثر را ندارد؛ اطلاعات پیرامون سن جدید این اثر "مجاز به قرارگرفتن در دسترس عموم نیستند " یا " این شیء نباید برای هیچ کس تبدیل به پروژه ای تحقیقاتی شود " .
-متصدیان در چندین موزه درخواست ما را برای انجام تست های آزمایشگاهی غیر مخرب بر روی مواد مشکوک موجود در اشیاء کلکسیون شان (مثلا تندیسَک های حاجی لار ، مجسمه های تراکوتا و یا مجسمه های باصطلاح عاجی مینوان ) رد کرده اند. این متصدیان ممکن است مایل باشند از افشای دلیل هایی که پیش تر آوردیم اجتناب کنند : حفظ آبروی خود یا به کار گمارنده خود ، ترس از رنجاندن اعطا کننده اثر به موزه و یا فراهم آورنده بودجه خرید آن اثر . ادعایی که بر پایه آن رسما ازافشاگری امتناع می شود این است که شیء مورد بحث بی شک اصل است و آنها بعنوان حافظان اشیاء هنری مایل نیستند خسارت فیزیکی به اشیاء گرانقیمت وارد شود ، در عین حال آنها آگاهند که خسارتی رخ نخواهد داد . آنها امتناع می کنند چون قدرت امتناع را دارند . دلالان ، کلکسیونر ها و موزه داران در پاسخ به درخواست های تحقیقاتی بر روی پیکرَک های تراکوتایی [[سفالینه سرخ]] انسان یا حیوان ،می گویند که این اشیاء قبلا "تحت آزمایش ترمولومینسنس قرار گرفته اند ".کل این اظهار نظر گستاخانه بدون ارائه نتایج آزمایش مذکور ، بیان شده است تا تلویحا بگوید نتایج آزمایش مثبت بوده است . اگرچه در واقع آزمایش ها متاخر بودن ساخت و پرداخت آنها را اثبات کرده اند . از این گونه مهملات بارها و بارها شنیده ام . حداقل در یک مورد چندین بار به من وعده داده شد که یک گزارش کتبی از این آزمایشات دریافت خواهم کرد اما هرگز چنین نشد.
-یک پژوهشگر خط میخی در یک دانشگاه بزرگ (دارای حق تصدی ، حاشیه امن و درآمد ماهیانه خوب ) از پاسخ دادن به سوال من درباره کتیبه ای بر روی یک شیء مشکوک که به او درباره اش گوشزد کرده بودم سرباز زد . او گفت که نمی خواهد که مالک (دلال/کلکسیونر) یا محقق منتشر کننده اثر"برنجد" ، - دو دلیل متقن ! . این متخصص خط میخی هرگز از رنجاندن اساتید فاقد قدرت و نفوذ که درخواست اطلاعات و یا فرصت مطالعاتی کرده بودند پروا نکرد .همچنین او انگار آگاه نبود  که نگرش منفی ، سوگیرانه و تبانی محور او در عمل موید این تشکیک و ظن است که قدمت و ساخت و پرداختی جدید به این اثر چسبانده شده است .( برای دانشجویانِ فرهنگ جعل اسناد و کلکسیون سازی جالب خواهد بود اگربدانند که دانشگاهِ این استاد و پژوهشگر ،اشیاء بسیاری را از همان دلال/کلکسیونر به وام گرفته است ) .
-اساتید و پژوهشگران دانشگاه از ارائه گواهی به صورت چاپ شده و یا هر شکل مناسب دیگر مبنی بر دانستن اینکه که فلان شیء درحال نمایش در یک موزه یا کلکسیون شخصی یا منتشر شده  مجعول است ،سرباز می زنند . آنها می ترسند که مالک ، نمایش دهنده ، ناشر و یا رفقای دانشگاهی شان در پی انتقام برآیند و آنها را از شغل ، دوره کارآموزی ، اعطاییه ها ، توصیه نامه ها و یا عنایت به خود و یا دانشجویانشان محروم کنند . البته آنها واقع بین اند چرا که حق دارند از تلافی های متعاقب بهراسند ( به زیر نگاه کنید).
-یکی از کارمندان ارشد یک موسسه بزرگ که فعالانه درگیر بررسی یک کلکسیون خصوصی بزرگ از اشیاء قدیمی ( و غیر قدیمی) بود ، دانشجویی که بر روی این اشیاء تحقیق می کرد را تهدید کرد . اگر آن دانشجو  از پیش کشیدن بحث مجعولیت آن آثار در پروژه پایان نامه خود صرف نظر نمی کرد ، این فرد مانع از دریافت درجه دکترا توسط او می شد . ( آن دانشجو سپس در موسسه ای دیگر به تحقیق ادامه داد و خوشبختانه در آنجا کار خود را تکمیل کرد ) .
-در دانشگاهی دیگر تلاش شد تا دانشجویی فارغ التحصیل ، از اخذ فلوشیپ محروم شود . بر مبنای اتهام اعلام شده به این دانشجو علت دقیق این کار ارتباط قوی آن دانشجو با بحث مجعولیت آثار بوده است . همچنین به دانشجوی مذکور توصیه کرده بودند که این موضوع را رها کند . ( اراده هایی دیگر باعث شد این سوء قصد ناکام بماند ) .
-پروفسور ایکس به دانشجویان دستور داد که هرگز مسئله جعل اسناد را با محققی دیگر که توسط موسسه تحت نظر پروفسور ایکس برای یک سلسله سخنرانی دعوت شده بود مطرح نکنند. پروفسورِ مدعو بسیاری از اسناد مجعول را به عنوان آثار دیرین معرفی و منتشر کرده بود . این حقیقتی بود که پروفسور میزبان بخوبی از آن آگاه بود . دانشجویان اطاعت کردند چرا که از اخراج شدن ، ارائه توصیه نامه ضعیف یا تحقیر و تمسخر می ترسیدند .
-دانشجویان حاضر در یک سمینار فارغ التحصیلی مامور شدند تا یک شیء منفرد قدیمی به اصطلاح متعلق به خاور نزدیک را در همه ابعاد بررسی کنند . همگی مشکلات را گزارش کردند و عاقبت به این نتیجه رسیدند که این شیء ، امروزی است . پروفسور با این نظرموافقت کرد اما به دانشجویان قویا تذکر داد که این بررسی تنها یک تمرین درسی در مورد تاریخ هنر بوده است . و در صورت انتشار هر جزء از آن اطلاعات سری ، این پروفسور، ادامه ایمنِ کار آکادمیک یا تصدی هر گونه پست موزه ای را برای آنها دشوار خواهد کرد .
-پژوهشگری من را مطلع ساخت که تا زمانی که آقای ایکس بازنشسته نشود، در مورد بررسی یک شی ء ظاهرا مجعول که مورد علاقه اش بود (و متخصصین زیادی هم در موردش وجود ندارند) نخواهد نوشت . ایکس، متخصصِ قَدَرِ همان زمینه است اما هرگز در مورد مجعولیت آثار مربوطه، هیچ اثری منتشر نکرده است . دلیل اکراه آن پژوهشگر نسبت به انتشار اثر در این باره ، این بود که او موقعیت دانشگاهی مهمی ندارد ، فاقد قدرت است و نمی خواهد کمک های آتی از ایکس و دوستان ایکس را ندیده بگیرد .
-از پژوهشگری دعوت بعمل آمد  تا بر کاتالوگی از اشیای هنری باصطلاح قدیمی یک موزه که قرار بود در موزه بعدی نمایش داده شوند مدخل بنویسد  . اما به محقق مذکور که یکی از معدود کارشناسان اشیائی است که قرار بود به نمایش گذارده شوند گفته شد از ذکر هرگونه تردید در مورد اصالت آثار خودداری کند و تنها لغت "فاقد نظیر" [Unparalleled ] پذیرفتنی خواهد بود. لذا متصدی موزه از آگاهی خود به مشکل دار بودن برخی اشیاء سوء استفاده کرده و یا حتی بدتر از آن ، به قابلیت تشکیک از سوی پژوهشگر مدعو نیز خیانت ورزیده بود . با توجه به چنین شرایطی پژوهشگر مذکور به این دعوت جواب رد داد . شخصی دیگر که آسان گیر تر بود و آشکارا آگاهی کمتری نسبت به اشیاء مذکور داشت به این دعوت روی آورد و بی هیچ دردسری  با نوشتن مدخل موافقت کرد . این شخص ، هیچ مشکلی در آثار نیافت و گزارش نکرد . عمل این موزه دار در آن موزه ، رفتار موزه ای درست و پخته به حساب می آید . هیچ دلیلی  نمی تواند باعث چشم پوشی از پشتیبانی مالی آینده حامیان نمایشگاه شود.

- کارمند ارشد موزه ای برای مدیر یکی ازبخشهای موزه فاش کرد که کارمند ارشد دیگری در این بخش مشغول انجام بررسی اسناد جعلی است ( موضوعی قدغن و حساسیت برانگیز در این موسسه) . کارمند اخیر ، به دفتر مدیر فراخوانده شد و از او درباره فعالیت گزارش شده بازجویی شد ( بدون اینکه به او بگویند چطور به این قضیه پی برده اند ) . و به او گفته شد که نتایج مطالعاتش باید پیش از انتشار ، برای بازبینی تحویل موزه داده شود . مدیر توضیح داد که این بازبینی ، رفتاری نرمال در موزه است . این دستور نادیده گرفته شد .
-اساتید دانشگاه اصالت اشیاء را شفاها و کتبا برای دلالان تایید می کنند . برخی از این اشیاء مجعول است . در یک موردِ فاحش، دلالان از یک پژوهشگر ویژه که به در دسترس بودن برای چنین خدماتی مشهور است درخواست نامه تاییدیه برای مجعولاتشان می کنند .این پژوهشگر (آنطور که بمن گفته شده است ،ولی نمی توانم تصدیق کنم ) دستمزد را در قالب انواع مشخصی از عتیقه جات می پذیرد . اگرچه او هیچ آگاهی در مورد آثار دست ساز قدیمی ندارد اما بر روی اوراق فرم رسمی دانشگاه در مورد طیف متنوعی از اسناد به اصطلاح فرهنگی دیرین گزارش می نویسد .هیچ چیز در مورد این اشیاء مشخص نمی شود مگر اینکه این اشیاء ، خوب ، قدیمی و ارزشمند هستند( غیر از این باشد پس دیگر چه دلیلی دارد او را به کار گیرند) حتی اگر برخی از آنها کاملا امروزی باشند. این نامه ها جعلیاتی هستند که توسط فرهنگ جعل پدید می آیند . به خاطر داشته باشید که در حراج آثار هنری به هر شکلی ، دلالان  برا اصالت بخشیدن به اجناس خود به دنبال کارشناسان خود خوانده [[کارشناسانی که تنها خود ادعای کارشناس بودن دارند]] هستند.این کارشناسان خودخوانده بیشتر اوقات افرادی هستند که در زمینه و یا رشته دیگری با مصالح و مواد آشنایی دارند. در مرحله بعد برطبق گزارش های نوشته شده توسط این پژوهشگر بواسطه تبلیغات فروش قیمت گذاری انجام شد (برای مثال به نیویورکر 29 ژوئن  ، 1987 : 44  ff ، و 3 نوامبر ، 1997 : 62ff  نگاه کنید)
این تبانی و ساخت و پاخت آگاهانه پژوهشگران دانشگاهی با دلالان و کلکسیونرها هرگز با این ادعای شفاهی دلالان مبنی بر اینکه که استاد ایکس فلان شیء ارائه شده برای فروش را دیده و اصالتش را تایید کرده است منافاتی ندارد . این ادعاهای شفاهی برخی اوقات نادرستند . چندین بار به من گفته شده است  که از من ( یا همکار من ) به این شیوه  نقل قول کرده اند.اما در چنین مواردی من حتی خود شی ء را اصلا ندیده بودم و حتی اگر دیده بودم حداقل اصالتش را تایید نکرده بودم . پروفسور هاپکرک همچنین در لاندن تایمز به تاریخ 19 آوریل 1973 گزارش کرده است که آن دلالان اوراق فرم رسمی موزه بریتانیا و امضای بایگانان موزه را به نیت اصالت بخشی به مجعولیت ظروف یونانی جعل کردند .هاپکرک همچنین گزارش می کند که دلالان قادر به انجام چنین ریسکی بوده اند چراکه کارمندان موزه بریتانیا مجازند اصالت اشیائی که دلالان برایشان می آورند را تایید کنند . خود من شاهد بودم که یکی از متصدیان موزه بریتانیا برای نماینده حراج خانه لندن اصالت عتیقه ها را تایید می کند. در بسیاری از موزه های ایالات متحده  متصدیان موزه ها و دپارتمان های حفاظتی آنها توجه و عنایت ویژه ای به یک شخص متمول و قطعا تمامی اشخاص متمول و خرید های مد نظرشان مبذول می دارند.

ادامه دارد ...

 

Invalid template file /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php
Responses (2)
  • Accepted Answer

    17 March 2017 ساعت 10:25 - #Permalink
    0

    بسیار ممنون بابت زحماتتان

    Invalid template file /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php
    The reply is currently minimized Show
  • Accepted Answer

    30 January 2018 ساعت 14:03 - #Permalink
    0

    بزرگوارید . ممنون از شما که زحمت خواندن را کشیدید

    Invalid template file /var/www/html/components/com_easydiscuss/themes/simplistic/post.comments.php
    The reply is currently minimized Show
Your Reply

Specify a password to lock discussions to only users who has the password.

You may add additional URLs that you would like to include in your post.

Add URL
Go to top